غربی ها کدامیک از شاعران ایرانی را بیشتر دوست دارند؟

غربی ها کدامیک از شاعران ایرانی را بیشتر دوست دارند؟

یکی از ریشه‌ای‌ترین تفاوت‌ها میان موسیقی ایرانی و کلاسیک غربی، در نظام فواصل و مدها نهفته است. موسیقی ایرانی بر پایه ردیف دستگاهی بنا شده؛ نظامی که از مجموعه‌ای از مدها (دستگاه‌ها و گوشه‌ها) تشکیل می‌شود و هر کدام شخصیت صوتی، رنگ عاطفی و منطق درونی خاص خود را دارند.

در مقابل، موسیقی کلاسیک غربی بر پایه گام‌های ماژور و مینور و تقسیم مساوی اکتاو به دوازده نیم‌پرده شکل گرفته است (Equal Temperament). این ساختار، نظم و پیش‌بینی‌پذیری خاصی به موسیقی غربی می‌دهد

دیک دیویس، مترجم و پژوهشگر بریتانیایی، برای ایرانی ها از چند جهت قابل احترام است. او نه تنها مترجم بخش مهمی از ادبیات معاصر فارسی ست، بلکه مترجم بخش قابل توجهی از میراث کلاسیک فارسی نیز هست. او سال ها پیش دو رمان مهم معاصر ایرانی را به انگلیسی ترجمه کرد که بسیار خوش درخشیدند.
 
یکی رمان «دایی جان ناپلئون» ایرج پزشکزاد بود که این روزها بعد از چند دهه به صورت قانونی در ایران مجوز انتشار گرفته است و دومی رمان «گاوخونی» جعفر مدرس صادقی است که حالا دیگر جزو رمان های کلاسیک معاصر به شمار می رود. اما کار عظیم دیگری که دیک دیویس در غرب کرده، ترجمه شاهنامه است به زبان انگلیسی.

حدود یک دهه پیش ترجمه او از این متن حجیم و حماسی فردوسی در انتشارات پنگوئن منتشر شد و فصلی تازه در قرائت شاهنامه فردوسی برای غربی ها و خصوصا انگلیسی زبان ها به وجود آورد.

دیک دیویس تنها مترجم نیست. او پژوهشگر و نقاد قابل اعتنایی نیز هست. کتاب «حماسه و نافرمانی» درواقع جستاری است در پاسخ به ایرادهای کسانی امثال ادوارد براون و احمد شاملو. او در کتابش توضیح می دهد که چرا غربی ها به آن اندازه که انتظار می رفته از شاهنامه فردوسی استقبال نکردند و روی خوش به آن نشان  ندادند.

دیک دیویس بخش زیادی از تقصیرها را گردن آموزه ها و آرای ادوارد براون می اندازد. اما این همه ماجرا نیست. واقعیت ظاهرا از این قرار است که داوری غربی ها و شرقی ها نسبت به شاهنامه تفاوت های اساسی دارد. شرقی ها آن را یکی از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار می آورند ولی غربی ها نظر دیگری دارند و آن را ملال آور، مطول و خسته کننده می دانند. کتاب «حماسه و نافرمانی» درواقع پاسخی است به این ایرادها.

اما همه کتاب این نیست. بخشی از آن به تفسیر و تحلیل بخش های مختلف شاهنامه می پردازد، مخصوصا بخش مربوط به شاهنامه. اما یک فصل بسیار خواندنی کتاب دیویس مربوط به ساختار قصه های شاهنامه ست. او می گوید کشمکش های شخصیت ها در شاهنامه هر چقدر درونی تر می شوند تخیل شاعرانه فردوسی نیز به شکل فعال تری به کار می افتد. با این حال ظاهرا واقعیت این است که بین شاعران بزرگ ایرانی این فردوسی نیست که در غرب جلودار است.

اگر از غربی ها بپرسید از کدام شاعر ایرانی یا شاعر فارسی گو شعری خوانده اند این احتمال بسیار زیاد است که به شما بگویند شعری از عمر خیام را خوانده اند. من جایی ندیده ام که در این باره نظرسنجی کرده باشند تا با قاطعیت بتوانیم درباره اش حرف بزنیم. اما این طرف و آن طرف بسیار خوانده ام که خیام را در غرب بسیار دوست دارند و بسیار شنیده ام که شعرهایش تا حد زیادی رواج یافته است.
 
مجسمه هایی از او را در بسیاری از شهرهای اروپایی در معابر گذاشته اند و به اسمم تفکری ادیب می شناسندش. اما خیامی که غربی ها می شناسند با خیامی که ایرانی ها به خاطرش سپرده اند تفاوت های اساسی دارد. پیش از آنکه خیام را در محافل عمومی غرب به نام شاعری ایرانی بشناسند این محافل علمی غربی ها بود که او را در مقام دانشمندی ایرانی معرفی کرده بودند. شهرتش در اروپا تا مدت ها براساس آثار علمی اش در زمینه ریاضی و نجوم بود.

اولین بار فیتز جرالد در سال 1859 میلادی تعدادی از رباعی های خیام را به شکلی آزاد ترجمه و منتشر کرد، ان هم به انگلیسی. بعد از آن یک فرانسوی تعدادی از رباعی های او را در سال 1867 در پاریس ترجمه و منتشر کرد. همان موقع بود که فیتز جرالد رباعی های خیام را برای بار دوم ویرایش و منتشر کرد. گفته اند نتیجه اش موجی از ستایش ها بود که در جهان غرب نثار خیام شد.

در همان قرن نوزدهم انبوهی پژوهش و تحقیق درباره شعر خیام در محافل آکادمیک صورت گرفت و نتیجه ای که حاصل شد این بود که خیام شاعر بذله گو نیست و اساس نخواسته است با رباعی هایش اظهار شاعری کند. او متفکری بود که از ذوق و طبعی شاعرانه نیز بهره داشت و درک فلسفی خود را از جهان در قالب رباعی ارائه داد.

خیامی که فیتز جرالد در غرب معرفی کرد خیامی است با 110 رباعی که به معنای مصطلح امروزی یک ترجمه دقیق نیست؛ یک جور ترجمه آزاد است. در همان اواخر قرن نوزدهم بعد از مرگ فیتز جرالد یکی از محققان دست به بررسی و نقد ترجمه های فیتز جرالد زد و آنها را با نسخه های فارسی رباعیات خیام مقایسه کرد.
 
49 رباعی از رباعی هایی که فیتز جرالد به اسم خیام به مخاطبان غربی تحیول داده ترجمه آزاد تنها یک رباعی است. تحقیق ا. هرون- آلن نشان داد که 44 رباعی قابل ردیابی در بیش از یک رباعی است. دو رباعی نیز تنها در مجموعه تصحیح شده نیستند. دو رباعی از رباعیاتی که فیتز جرالد به اسم رباعیات خیام به مخاطبان غربی ارائه داده تنها بازتابنده روح کلی دو رباعی از رباعیات اصلی خیام است. دو رباعی نیز در ترجمه های فیتز جرالد است که گفته اند قابل ردیابی در رباعیات عطار است و ربطی به خیام ندارد.

دو رباعی دیگر هم هست که داستان جالبی دارند: آنها هرچند ملهم از خیام هستند ولی بیشتر متاثر از حافظ اند. بنابراین بیشتر جعلی به نظر می رسند. سه رباعی هم اصلا قابل بازیابی و بازشناسی نیستند. این است چیزی که فیتز جرالد از خیام در غرب معرفی کرد. با این حال غرب هنوز هم دست از ستایش خیام ایرانی برنداشته است. از همان اواخر قرن نوزدهم تاکنون انجمن عمر خیام در لندن دایر است و نظایرش هم در گوشه و کنار اروپا و آمریکای شمالی هنوز هم پابرجاست. گفته اند او سال 1131 میلادی در سن 83 سالگی درگذشت.

شاعر دیگری که در شرق و غرب بسیار هواخواه دارد و روز به روز بر تعدادشان هم افزوده می شود مولانا جلال الدین محمد بلخی است یا همان رومی، مولانا و مولوی. هفت قرن از مرگ مولانا می گذرد، با این همه شعرهای او هنوز هم این توانایی را دارد که خوانندگانش را شگفت زده کند. همین چند ماه پیش بود که شبکه خبری هافینگتن پست در آمریکا گزارشی با عنوان «10 نکته که احتمالا درباره رومی نمی دانید» منتشر کرد و در آن به ستایش شعرهای مولانا پرداخته بود. گزارشگرشان نوشته بود آثار مولانا در عروسی ها خوانده می شود، موسیقی دان ها و هنرمندها آثارش را اجرا می کنند و کاربران اینستاگرام از آثارش در پست های خود نقل قول می آورند.

در غرب کتاب هایی مُد شده که با عنوان «راز رومی» منشتر می شوند و نویسندگان شان سعی می کنند به مخاطب توضیح بدهند چرا باید مولانا را خواند و چرا او بااهمیت است. بِرَد گوچ یکی از همان نویسندگان آمریکایی ست که کتبای با عنوان «راز رومی» منتشر کرده است. او به هافینگتن پست گفته بود شور و شوق مولانا برای جست و جوی حقیقت و معنویت بسیار «خاص و اغواگرانه» است.

مولانا بدون شک تنها شاعر ایرانی ست که از حالت موزه ای و تاریخ ادبیاتی خارج شده و به عنوان بخشی از ادبیات امروز جهان باز تولید می شود. زندگی عاشقانه و نامتعارف او برای سینماگران آن اندازه جذابیت داشته که براساسش دست به ساخت فیلم ها و سریال های مختلف بزنند. براساس شعرهایش آهنگ ها ساخته اند و نمایش نامه ها اجرا کرده اند. این تنها بخشی از ماجراست. چند سال پیش رمانی با عنوان «ملت عشق» منتشر شد که توجه غربی ها و ترک ها را به خود جلب کرد.
 
الیف شافاک نویسنده ترک، مولانا و درونمایه آثار او را دستمایه رمانی قرار داد و به توفیقات زیادی رسید. از قضا در ایران هم شنیده ام که رمانش بسیار گل کرد و مورد توجه قرا رگرفت.

شاید یکی از دلایل اقبال غربی ها به مولانا را در مقایسه با کلاسیک های دیگر ایرانی باید در این نکته دانست که چند کشور روی او دست گذاشته اند. ترکیه در چند دهه اخیر نشان داده که با سیاست های فرهنگی بازش توانشته توجه دنیای غرب را به خود جلب کند و تا حدودی خود را به عنوان نماینده قابل اعتماد برای مخاطبان غربی معرفی کند. ترکیه با داشتن مزار مولانا و استفاده از حواشی فراوانش توانسته به صنعت گردشگری خود رونق ببخشد و از این طریق برای خود متاعی دست و پا کند.

مولانا در یکصد سال گذشته این اقبال و شانس را داشته که بارها به دست مترجمان مختلف ترجمه و بازخوانی شود. انبوهی مجموعه های گزیده براساس شعرهای او در کشورهای اروپایی و غربی منتشر شده که بخش قابل توجهی از آنها به صورت مستقیم از زبان فارسی ترجمه شده اند.

تحقیق درباره دنیای عاشقانه مولانا و تعالیم و آموزه های او هنوز هم برای دنیای آکادمیک سرشار از جاذبه است. او بدون شک اکنون تنها شاعر ایرانی ست که تا این اندازه شعرها و آموزه هایش در داد و ستدهای فرهنگی رخنه کرده و مورد توجه قرار گرفته است.

بعد از آن باید از حافظ یاد کرد که در یک قرن گذشته اقبال به او روزافزون بوده است. حافظ در قایسه با خیام و مولانا توانسته از مرزهای اروپایی فراتر برود و خصوصا در شرق و آسیای میانه به عنوان یک شاعر مرموز و پر رمز و راز خود را نشان دهد. در آسایی میانه که روزگاری قلمرو ایران به حساب می آمد حالا از حافظ به عنوان روح ایرانی یاد می شود؛ ایرانی که مرزهای پهناور داشت و مردمان همان قلمرو جغرافیایی هنوز هم بخش عظیمی از آیین ها و رسومش را اجرا می کنند و گویی نمی توانند خود را از خصلت هایی برهانند که در شعر پررمز و راز حافظ بازتاب یافته است.
 
شعر حافظ در دویست سال اخیر به ده ها زبان ترجمه شده است. بهاءالدین خرمشاهی در کتابی که با عنوان «حافظ» نوشته نشان داده تنها تصحیح او از دیوان حافظ زبان آلمانی به صورت کامل 26 بار ترجمه شده است و این غیر از ترجمه هایی است که به صورت منتخب از او شده است. شاید این تعدد دفعات برای کسانی جالب باشد که این روزها از انبوه ترجمه های تکراری گلایه می کنند. در ایران هم آثاری هست که ده ها بار به دست مترجمان مختلف در صد سال اخیر ترجمه شده است. «مزرعه حیوانات» جورج اورول و «شازده کوچولو» سنت اگزوپری از جمله این رمان های کوتاه هستند که بیش از سی بار تاکنون به فارسی ترجمه شده اند.

دیوان حافظ تاکنون بیش از 40 بار در دویست سال اخیر به زبان انگلیسی ترجمه شده است. خرمشاهی در کتاب «حافظ» خود نوشته است «در کتابشناسی حافظ ص 205- 200 مشخصات کتابنشاختی 74 ترجمه کامل یا منتخب از دیوان حافظ به زبان های روسی- یعنی به خط سیریلیک و زبان هایی غیر از روسی هم- آمده است.» (ص 278)

شاید جالب باشد که بدانیم عرب ها نسبت به زبان های دیگر علاقه کمتری به دیوان حافظ نشان داده اند و آن را نسبت به زبان هایی مثل ایتالیایی، چینی، اسپانیایی، چکی، لیتوانی، لهستانی، مجاری، هلندی، یونانی، سوئدی، فنلاندی و ترکی کمتر ترجمه کرده اند.

آموزش خوانندگی سنتی

آموزش خوانندگی سنتی

موسیقی سنتی ایرانی سال‌ها است که در ایران و سایر کشورهای دنیا رواج پیدا کرده است. در زمینه موسیقی سنتی، تعداد فراوانی خواننده ایرانی، موفق به کسب شهرت شده اند. استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان از نمونه‌های برجسته موسیقی سنتی ایرانی هستند. در ادامه همراه سایت آموزش خوانندگی بخون باشید تا آموزش موسیقی سنتی را در اختیار شما علاقه مندان به موسیقی و خوانندگی قرار بدهیم.

موسیقی سنتی ایرانی چیست؟

موسیقی سنتی ایرانی با نام‌های دیگری مانند موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی دستگاهی نیز شناخته می‌شود. موسیقی اصیل ایرانی شامل بخش‌هایی از قبیل دستگاه‌ها، آوازها و نغمه‌های متنوع است که پیوستگی و ارتباط میان آن‌ها امروزه در بطن ترانه‌های ایرانی دیده می‌شود. موسیقی ردیف دستگاهی هم اکنون به دوره آقا علی اکبر فراهانی بازمی‌گردد. برای آموزش سنتی موسیقی ایرانی می‌بایست با مفاهیمی مثل گوشه یا مقام، دستگاه، آواز، ردیف موسیقی ایرانی، مرکب خوانی، نت شاهد، درآمد، رپراتوار، گام و مرصع آشنایی داشته باشید و سپس به صورت ماهرانه به تمرین موسیقی سنتی ایرانی بپردازید. لازم می‌دانیم این نکته را یادآوری کنیم که همانند آموزش موسیقی پاپ، رکن اصلی یادگیری در موسیقی سنتی ایرانی، تداوم در تلاش و درست انجام دادن تمرین‌ها می‌تواند در تبدیل شدن شما به یک فرد حرفه‌ای موثر و تاثیر گذار باشد.

گوشه یا مقام چیست؟

همان‌طور که گفتیم، برای یادگیری موسیقی سنتی ایرانی ‌می‌بایست با مفاهیم تئوری موسیقی ایرانی آشنا باشید. به مجموعه‌ای از آهنگ‌ها و نغمات در موسیقی ایرانی، ردیف گفته می‌شود. مفهوم گوشه دقیقا به همین هر یک از آهنگ‌ها بازمی‌گردد. هر گوشه در موسیقی سنتی ایرانی، مربوط به جزئی از چندین دستگاه یا آواز است. قطعه‌های موسیقی دقیقا با همین گوشه‌ها تولید می‌شوند. بکارگیری گوشه‌ها معمولا به شکل ثابتی انجام می‌شود. اما هیچ چیز قطعی نیست. گوشه‌ها در بداهه نوازی می‌توانند به سوژه تبدیل شوند!
کلاس آواز در تهران
نام گوشه‌ها بیانگر مقامی است که گوشه از آن مشتق شده یا ارتباطی را نشان می‌دهد که بین گوشه‌ها بر قرار است. اهمیت، کاربرد و استفاده گوشه‌ها هم با توجه به تنوع بالایی که دارند، متفاوت است. بعضی از گوشه‌ها بدلیل اهمیت فراوانی که دارند، شاه گوشه نامیده می‌شوند و بعضی دیگر از آن‌ها در تغییر یک تونالیته به گام دیگر دارای اهمیت هستند. در موسیقی قدیم ایران، دوازده مقام اصلی و شش آواز وجود داشت. علاوه بر این‌ها، در موسیقی قدیم ایران، بیست و چهار شعبه وجود دارد که در بعضی از مراجع به آن‌ها گوشه هم می‌گفتند. پس از اینکه موسیقی عربی و موسیقی‌های ترکی از هم جدا شدند، تحول مقام به دستگاه شکل گرفت. نام دستگاه‌هایی نظیر سه‌گاه، چهارگاه، راست پنج‌گاه و همایون از همین گوشه‌ها گرفتند و مفهوم گوشه به همین خاطر تغییر کرد.

دستگاه در موسیقی چیست؟

‎اگر مجموعه‌ای از گوشه‌ها بر اساس منطق درونی و موسیقی سنتی در کنار هم قرار بگیرند، به این حالت دستگاه می‌گویند. با بررسی دستگاه‌ها متوجه می‌شویم که هر دستگاه از یک گوشه مشخص شروع می‌شود و به همان گوشه نیز منتهی می‌شود. دستگاه می‌تواند موسیقی دان را در تشخیص فواصل بین هر گوشه و ارتباط بین آن‌ها یاری می‌دهد. تعداد زیادی از متخصصان حوزه موسیقی سنتی ایرانی بر این باور هستند که واژه دستگاه به معنای موقعیت قرار گیری دست بر روی دسته سازهای تار و سه‌تار می‌باشد. عده‌ای از بزرگان موسیقی هم این چنین بیان می‌کنند که “گاهگ در واقع ریشه در «گات» دارد و به متون اوستایی مرتبط است. افرادی که با نظریه اول توافق دارند، معتقدند که به پرده‌های ساز در گذشته «دستان» می‌گویند. بزرگان برجسته موسیقی که به دیدگاه دوم معتقدند؛ خاطر نشان می‌کنند که نام دستگاه‌ها به نحوه قرار گرفتن دست نوازنده بر روی دستان‌ها می‌باشد.

آواز در موسیقی ایرانی چیست؟

در مقاله دیگری برای موضوع آواز در موسیقی سنتی ایرانی بطور کامل بحث کردیم.  در این جا قصد داریم تا اطلاعات مختصر و جامعی برای تئوری‌هایی که برای ورود به دنیای خوانندگی موسیقی ایرانی نیاز دارید، بازگو کنیم. اکنون نوبت به تعریف آواز در موسیقی می‌رسیم. به بیانی ساده، آواز در موسیقی به معنای در کنار هم قرار گرفتن مجموعه‌ای از گوشه‌ها است که بطور معمول مستقل از دستگاه اجرا می‌شوند. البته گفته می‌شود که ابهام‌هایی در معنای آواز موسیقی سنتی ایران وجود دارد. پرده گردانی در آوازها بصورت محدود است اما در اجرای دستگاه‌ها متداول و رایج می‌باشد. بیشتر کاربرد آوازها در موسیقی فولکور است. در صورتی که انواع و اقسام دستگاه‌ها در اجرای موسیقی‌های رسمی و حرفه‌ای به طور جامه به کار گرفته می‌شود. توجه داشته باشید که تقریبا بیشتر آوازها دارای گوشه‌ای به نام درآمد هستند و همین موضوع سبب می‌شود تا عده‌ای آواز را در مسیر دستگاه شدن بشناسند.

ردیف موسیقی ایرانی چیست؟

به طرز قرار گیری آهنگ‌ها و نغمات در موسیقی ایرانی در تئوری موسیقی، ردیف می‌گویند. ردیف موسیقی ایرانی نقش مهمی در تعیین و تشخیص موسیقی دوره معاصر ایفا می‌کند. ردیف به دو شکل آوازی و سازی اجرا می‌شود. گفته می‌شود که ردیف سازی گستردگی بیشتری نسبت به ردیف آوازی دارد. تحلیل و بررسی ردیف، موضوع همیشه داغ کتاب‌های انگلیسی زبان و فارسی در زمینه موسیقی بوده است. البته انتقادهایی هم بر موضوع ردیف موسیقی وجود داشته است.

ردیف اینگونه تعریف می‌شود که به دسته بندی ملودی‌ها در موسیقی ایرانی در زمینه‌های آوازی و سازی بصورت منظم و تعیین شده، ردیف می‌گویند. در بیانی ساده، ردیف موسیقی وسیله‌ای است تا گوشه‌ها تقسیم شوند و با تکرار ردیف‌ها، یادگیری آن‌ها ساده تر شود. در واقع ردیف به ترتیب قرار گیری این گوشه‌ها اشاره می‌کند. بطور معمول، گوشه‌ای که وسعت صوتی آن در دستگاه از همه پایین تر است، به عنوان اولین گوشه شناخته می‌شود. این اولین گوشه، درآمد نام دارد. سپس گوشه‌های بعدی در ادامه درآمد قرار می‌گیرند. جمع آوری گوشه‌ها در موسیقی ایرانی کاملا به ذوق و سلیقه اساتید موسیقی وابسته است. برای تشخیص موسیقی سنتی ایرانی پیشنهاد می‌کنیم تا به ردیف‌های آوازی خواننده برجسته علیرضا قربانی توجه کنید.

آیا می‌دانید که مرکب خوانی چیست؟

به فن و حرفه‌ای از فنون موسیقی ایرانی، مرکب خوانی گفته می‌شود که با مایه‌های مشترکی بین دو یا چندین دستگاه یا آواز بین دو دستگاه بصورت رفت و آمد حرکت کنید. البته هنگامی هم که بتوانید بین گوشه‌های متجانس یک آهنگ بتوانید بصورت رفت و آمد و بالعکس هنرمندانه حرکت کنید، فن مرکب خوانی را به احتمال زیاد می‌دانید. اساتید گذشته برای رسیدن به اوج مرکب خوانی در آواز سنتی از نمونه‌های زیر استفاده می‌کردند. در این گونه از مثال‌ها با یک بیت به تمامی دستگاه‌های موسیقی اصیل گریزی می‌زدند. انجام و ممارست کافی در ایم تمرین‌ها شما را به درجه‌ای از مهارت می‌رساند تا بتوانید به راحتی و ماهرانه به همه دستگاه‌ها رفت و آمد داشته باشید. با نمونه بیت زیر بارها و بارها تمرین کنید تا به تمامی دستگاه‌ها بخوانید.آموزش آواز سنتی

 راست گویان حجازی به نوا می گفتند

که حسین گشته شد از جور مخالف به عراق

راه راست اگر بگذری به حجاز

در آن مقام نظر به ره عراق انداز

غیر از این نمونه شعر، از مقاله انواع شعر برای خوانندگی استفاده کنید و همراه با شعرهای معروف بخوانید.

مفهوم نت شاهد در موسیقی اصیل و سنتی ایرانی

در گردش ملودی به بیشترین نتی که شنیده می‌شود، نت شاهد می‌گویند. جایگاه این نت در مرکز ملودی واقع شده است و این ملودی است که بر محور آن، گسترش و توسعه می‌یابد. نت‌های اطراف شاهد، نت‌هایی هستند که به نت شاهد متمایل دارند. البته درجه تمایل نت‌های اطراف به نت شاهد متفاوت است. نت‌ها هر چقدر به نت شاهد نزدیک تر می‌شوند، تمایل آن‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود. مفهوم نت شاهد در دستگاه معرفی می‌شود. گفته می‌شود که این مفهوم پیش از انتقال مقام به دستگاه کاربرد ندارد و شنیده نمی‌شود.

مفهوم درآمد در موسیقی سنتی ایرانی

در بخش ردیف موسیقی ایرانی، در دستگاه‌ها و آوازها با درآمد آغاز می‌شوند. جنس درآمد از گوشه است که در مُد اصلی آن دستگاه یا آواز تعریف می‌شود. اکنون در ادامه موسیقی می‌توانید با پرده گردانی به دستگاه‌های دیگر عمل کنید. بطور معمول، اکثر گوشه‌ها به نت پایه دستگاه فرود می‌آیند و در پایان، اجرای آن دستگاه، در فضای همان درآمد به انتها می‌رسد.

یا مفهوم رپرتوار آشنا هستید؟

رپرتوار یک واژه ناآشنا در فرهنگ فارسی است. معادل این واژه در فرهنگ فارسی به واژه کارگان باز می‌گردد. معنای واژه کارگان نیز در فرهنگ فارسی، فهرست یا جدول است. در بطن موسیقی سنتی، رپرتوار به مجموعه‌ای از موسیقی گفته می‌شود تا تکنواز یا خواننده برای اجرا در کنسرت انتخاب می‌نماید. تعداد کل قطعه‌های موسیقی در رپرتوار بطور معمول، بیشتر از حالتی است که در برنامه کنسرت اعلام و معرفی می‌شود. چرا که با اجرای زنده موسیقی در کنسرت، ممکن است به دلیل درخواست‌های متعدد مجری و شنوندگان مجبور شوید تا قطعات بیشتری را به اجرا در آورید. رپرتوار دو معنای متفاوت دیگر هم دارد که به حوزه رقص و تئاتر باز می‌گردد. بدیهی است که منظور ما در این‌جا، تنها به مفهوم این واژه در زمینه موسیقی باز می‌گردد.

گام در موسیقی سنتی ایرانی

توالی قرار گیری چند نت که بر اساس ارتفاع دسته بندی می‌شوند، گام گفته می‌شود. گستره صوتی گام در موسیقی به طور مجموع، 12 نیم پرده مساوی یا به اصطلاح یک اکتاو است. گام‌های یک قطعه موسیقی ممکن است بالا رونده و پایین رونده می‌باشد. یعنی ارتفاع نت‌ها بصورت نزولی یا صعودی تنظیم شده باشند. نام گذاری هر گام بر اساس نخستین نت آن است. برای نمونه، نخستین نت از لا شروع می‌شود و بعد از طی پرده‌هایی به یک اکتاو (فاصله یک هشتم) می‌رسد. بخش بعدی نام، معرفی کننده سیر و تحولی است که برای پیمودن این فاصله تا فاصله هشتم بکار می‌رود. برای روشن تر شدن این موضوع، به نمونه بعدی توجه کنید. گام دو ماژور از پایه نت دو آغاز خواهد شد و فواصل آن نیز بر طبق تعریف و مفهوم همان گام ماژور است. ‎

ما در این مقاله سعی کردیم تا تئوری موسیقی سنتی را بطور کامل و روشن توضیح دهیم. امیدواریم با تلاش مستمر در زمینه آموزش موسیقی سنتی ایرانی، روز به روز پیشرفت کنید. بعضی از افراد خودشان بدون نیاز به هیچ استادی موسیقی را یاد می‌گیرند و بعدها معروف می‌شوند. بعضی دیگر از افراد نیز به دنبال یافتن بهترین و مجرب ترین استاد برای آموختن موسیقی اصیل و سنتی ایران هستند. این امر کاملا به خواسته شخص شما بستگی دارد. هیچ کس نمی‌تواند شما را مجبور به داشتن یا نداشتن استاد برای یادگیری موسیقی اصیل و سنتی ایرانی بکند. اما چیزی که مشخص است، تلاش خودتان برای رسیدن به جایگاهی که در موسیقی می‌خواهید، بسیار تاثیر گذار است.

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

چه سازی برای خوانندگی مناسب است؟

چه سازی برای خوانندگی مناسب است؟

راه‌های بسیاری برای شروع خوانندگی افراد مبتدی وجود دارد. اما برای اینکه به یک خواننده مشهور و تمام عیار تبدیل شوید، لازم است تا در بخش ریتم و تئوری موسیقی مسلط شوید و سپس شروع به آواز خواندن کنید. در ادامه همراه ما باشید تا بهترین ساز برای خوانندگی را به شما عزیزان معرفی کنیم.

چگونه می‌توان بهترین ساز برای خوانندگی را انتخاب کنم؟

لازم است این نکته را بدانید که تمامی سازهایی که در آموزشگاه موسیقی یا آکادمی‌های تخصصی موسیقی به طور کامل آموزش داده می‌شوند، بعنوان ساز کامل شناخته می‌شوند و دارای نقص نیستند. ولی ممکن است ساز یا سازهایی از گستره صدایی کمتر با تعداد نت‌های کمتری نسبت به بقیه برخوردار باشند. گفتنی است سازهایی که گستره صدایی کمتر یا نت‌های کمتری دارند، تا حد قابل توجهی به نیازهای افراد پاسخ می‌دهند. اما خیلی از افرادی که برای ورود به دنیای پر رمز و راز خوانندگی پا می‌گذارند، می‌خواهند بدانند که کامل ترین و بهترین ساز برای خوانندگی کدام یک از انواع آن‌ها است.

اولین پیشنهاد برای اینکه بتوانید هم بنوازید و هم بخوانید، ساز گیتار است. چرا که در این ساز می‌توانید مهارت‌های خود را در خواندن موسیقی و نواختن ساز موسیقی بهبود بدهید.
آموزش آواز سنتی
چگونه ساز گیتار بنوازم؟

برای اینکه بتوانید با بهترین ساز برای خوانندگی بنوازید، لازم است تا ابتدا با اجزای تشکیل دهنده گیتار و انواع آن، آشنایی کامل داشته باشید تا مقدمات ورود به خوانندگی را بهتر و بیشتر بشناسید.

اجزای ساز گیتار

    سردسته
    خرک
    هد
    فرت(Fret)
    Truss Rod  یا همان پیچی که برای تنظیم انحنای دسته به کار می‌رود.
    تزئیناتی که نقش راهنما دارند.
    دسته
    پاشنه
    بدنه
    پیکاپ‌ها(pickups)
    قسمت‌های مربوط به مدار الکتریکی تنظیمات ولوم
    خرک پایینی (Bridge)
    صفحه پیک گارد (گاهی برای مخفی کردن مدارها و گاهی فقط برای جلوگیری از خش‌دار شدن رنگ بدنه در اثر برخورد پیک به مرور زمان)
    صفحهٔ پشتی
    صفحهٔ جلویی
    قسمت‌های جانبی
    دریچه خروج صدا (معمولا دارای تنظیماتی به نام rosset است)
    سیم‌ها
    saddleتنظیم‌کننده ارتفاع هر سیم
    فرت بورد (چوبی که فرت‌ها روی آن کوبیده شده‌اند)

ساز گیتار یک ساز زهی است که به شیوه‌های متفاوت می‌توان آن را دسته بندی نمود. اما دسته بندی این ابزار موسیقی از لحاظ صوتی، بهترین و مناسب ترین گزینه می‌باشد. از این رو، برای دسته بندی ساز گیتار بر اساس صدای آن، لازم است تا این دسته بندی را بر اساس بدنه گیتار انجام بدهیم. چرا که تولید صدای آکوستیک در گیتار، ارتباط نزدیکی به نوع بدنه آن دارد. گیتار آکوستیک، گیتار کلاسیک و گیتار الکتروآکوستیک از انواع گیتارها در تقسیم بندی این نوع ساز است که در ادامه به بررسی هر کدام می‌پردازیم.

گیتار آکوستیک

تنها تقویت کننده صدای سیم‌ها در این نوع گیتار، بدنه آن می‌باشد. چرا که صدای سیم‌ها به تنهایی در بدنه چوبی و توخالی آن تقویت می‌شود و به گوش شنوندگان می‌رسد. گیتارهای آکوستیک به طور معمول دارای شش سیم فلزی هستند که ضخامت تمامی آن‌ها به یک صورت نیست. بازه ضخامت شش سیم فلزی بین 13 تا 56 هزارم اینچ می‌باشد.

بدنه گیتار آکوستیک از اتصال چهار قسمت تشکیل می‌شود. صفحه چوبی پشتی، صفحه پشتی چلویی و دو قسمت چوب انحنادار کناری از اجزای تشکیل دهنده بدنه گیتار آکوستیک هستند. در این بین، شکل و طرز قرار گرفتن سوراخ یا سوراخ‌های بزرگ در صفحه بالایی، تنها عاملی است که می‌تواند ویژگی‌های آکوستیکی خاصی به ساز بدهند. برای مثال، گیتار فلامنکو یک گونه گیتار اسپانیایی آکوستیک می‌باشد که نام ان برگرفته از سبک زیبا و دلنشین فلامنکو است. اگر به تاریخچه این ساز باز گردیم، به خوبی خواهید دریافت که این ساز زمانی با فلامنکو نواخته می‌شده است. پس از آن زمان نیز گیتار بر روی این ساز موسیقی تاثیر زیادی گذاشت و هم اکنون نیز بعنوان عضو جداناپذیر آن محسوب می‌شود.

گیتارهای کلاسیک

اگر خواسته باشیم بر طبق اصول پیش برویم، گیتار کلاسیک نوعی از گیتار آکوستیک می‌باشد. چون صدای گیتار کلاسیک همانند گیتار آکوستیک، بدون واسطه شناخته می‌شود. اما تفاوت‌هایی دارد که باعث می‌شود این ساز، نام دیگری به خود اختصاص بدهد. بدنه گیتار کلاسیک نسبت به بدنه گیتار آکوستیک، کوچک تر است و همچنین، دارای سه سیم نایلونی و سه سیم فلزی تنیده شده به دور ابریشم است. به احتمال زیاد خودتان متوجه شده اید که صدای نرم حاصل از نواختن گیتار کلاسیک، تنها به خاطر وجود سه سیم فلزی تنیده شده به دور ابریشم می‌باشد.

جالب است بدانید که این ساز، از گیتار فلامنکو مشتق گرفته شده است و با این حال، تفاوت ناچیزی بین این دو ساز مشابه وجود دارد. چرا که گیتارهای کلاسیک از چوب‌های قهوه‌ای رنگ تیره ساخته و گیتارهای فلامنکو با چوب‌های زرد رنگ روشن ساخته می‌شوند. آواز سنتی

گیتارهای الکتروآکوستیک

گیتار الکتروآکوستیک و گیتار آکوستیک از لحاظ شکل و ظاهر با هم هیچ تفاوت خاصی ندارند. اما از لحاظ صدای حاصل از آن‌ها، گیتار الکتروآکوستیک روند الکتریکی را در پیش می‌گیرد. این صوت ابتدا توسط پیکاپ به صورت سیگنال الکتریکی در می‌آید که پس از طی کردن مسیرها و بعضی از ادوات، در نهایت به وسیله آمپلی فایر تقویت می‌شوند و شما از طریق اسپیکرهای آمپلی فایر، این صدای الکتریکی را می‌شنوید.

دقت داشته باشید که اگر تنظیمات جدیدی برای گیتار الکتروآکوستیک نداشته باشید، صدای حاصل از آن با گیتار آکوستیک اصلا تفاوتی ندارد. یکی از برتری‌هایی که ساز الکتروآکوستیک دارد، عدم نیاز به تعویض ساز برای پیدا کردن صدای مورد نظر است. چرا که در ساز الکتروآکوستیک می‌توان از طریق تنظیم اکولایزر، به راحتی حالت صدا را تغییر بدهید و با صدای مورد نظرتان بنوازید و یاد بگیرید.

نکات لازم برای انتخاب بهترین ساز برای خوانندگی

 توجه به وسعت صدایی ساز، یکی از موارد مهمی است که باید به آن توجه داشته باشید. منظور ما دقیقا از وسعت صدایی ساز به قابلیت ساز برای تولید صدای خیلی بم یا صدای خیلی زیر باز می‌گردد. این نکته به شما کمک می‌کند که نه تنها در نوازندگی، بلکه در خلاقیت خوانندگی شما بسیار حائز اهمیت است. برای مثال، ساز پیانو یکی از مناسب ترین سازهایی است که می‌توانید خلاقیت خوانندگی خود را با نواختن آن، گسترش و پرورش بدهید.

تربیت موسیقیایی یعنی تربیتی است که باعث شود تا نوازنده درک درستی از موسیقی و صداها بوسیله سازهای موسیقی پیدا کند. این نوع از تربیت که به شدت در فرد نوازنده تاثیر گذار است، در همه سازهای موسیقی دیده می‌شود. اما در ساز موسیقی مثل ویولن که جای دقیقا مشخصی برای نت‌ها وجود ندارد، این مسئله بیشتر از هر موضوع دیگری اهمیت پیدا می‌کند. برای همین است که نوازندگان ساز ویولن، گوش موسیقیایی قوی تری نسبت به سایر نوازنده‌ها دارند.

همراهی با خواندن یکی دیگر از عواملی است که در خوانندگی شما و مهارت‌تان بسیار تاثیرگذار است. اگر این مورد را مد نظر دارید، بهترین ساز همان گیتار است و به شما این امکان را می‌دهد که در حین نواختن گیتار، بخوانید. البته غیر از گیتار، ساز پیانو نیز به عنوان بهترین ساز برای شروع خوانندگی شناخته می‌شود. به طور کلی، هر سازی که نیاز نداشته باشید تا برای نواختن آن از دهان و لب استفاده کنید، برای خوانندگی مناسب است. پس مسلم است که سازدهنی ترمولو گزینه مناسبی برای خوانندگی نیست!

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

انواع گونه‌های صدا

انواع گونه‌های صدا

انواع گونه‌های صدای انسان در جای جای نقاط کره زمین به گوش می‌رسد. در  واقع تنوع گونه‌های صدا سبب تقسیم بندی صدای انسان می‌شود. این تقسیم بندی برای آواز با انواع محدوده‌های صوتی است است. البته گفته می‌شود که گونه‌های صدا برای تعیین انواع طنین یا رنگ صدا می‌باشد. شکل گیری گونه‌های صدا بصورت تدریجی بوده است و در موسیقی کلاسیک و اپرا توسعه و رواج یافت.

تعریف گونه‌های صدا

انواع گونه‌های صدا در موسیقی ایرانی برای طبقه بندی صدای انسانی بوده است. مسلما در محدوده صوتی و صدایی هر خواننده، گونه‌هایی متفاوت از صدا وجود دارد. گونه‌های صدایی هر خواننده به سایر خوانندگان کمک می‌کند تا بر اساس تمایزی که بین صدای خود و دیگران وجود دارد، قواعد هنری خود را تنظیم و مدیریت می‌کنند. این تقسیم بندی گونه صدایی سبب ثبات در موسیقی می‌شود. به همین دلیل، درک و فهم این موضوع به شنیدن کمک بسیاری می‌کند. در موسیقی کلاسیک و اپرا در سالن‌های بزرگ محافل و تالارهای عروسی، برای هر گونه از حجم و رنگ صدا از هیچ یک از ابزارها برای تقویت صدا استفاده نمی‌شود. حتی در اجرای گروهی یا سولو، هیچ کدام از ابزارهای تقویت صدا دخیل نیستند و تاثیر آن‌ها در اجرا دیده نمی‌شود. آواز سنتی

انواع گونه‌های صدا

در طیف گسترده گونه‌های صدا، تقسیم بندی‌های زیادی وجود دارد. اما در مجموعه می‌توان هفت دسته برای انواع گونه‌های صدا در نظر گرفت. سه نوع از این تقسیم بندی متعلق به بانوان است. سوپرانو، متزوسوپرانو و کنترآلتو از تقسیم بندی‌های مختص صدای خانم‌ها هستند. برای مثال، در صدای خوانندگی هایده، گونه صدای سوپرانو به طور واضح قابل درک و فهم است.

چهار نوع دیگر انواع گونه‌های صدا متعلق و خاص آقایان می‌باشد. کنترتنور، باریتور، باس و تنور برای تقسیم بندی صدای مردان هستند. در این گونه از تقسیم بندی گونه صدایی، صدای دختران و پسران نابالغ نیز قرار دارند. بنابراین، زیرشاخه‌های متنوعی برای انواع گونه‌های صدا وجود دارد. این زیرشاخه‌ها به نوع صدا، رنگ، حجم، صدا و توانایی خود خواننده هم وابسته است. خوب است بدانید که محدوده صدایی اکثر انسان‌ها از نت دو تا نت سل می‌باشد.

آموزش آواز سنتی

گونه‌های صدای زنان

صدای سوپرانو جزو زیر ترین بخش صدایی انسان‌ها می‌باشد که به نوبه خود به چندین بخش تقسیم می‌شود. سوپرانینو و سوپرانوی کولوراتور از دو نوع صدای گونه سوپرانو در بانوان می‌باشند. محدوده صدایی سوپرانینو در بانوان، بالا تر از محدوده صدایی سوپرانو می‌باشد. گونه دیگری از صدای سوپرانو، سوپرانوی کولوراتور است که دارای حجم زیاد و انرژی بالا است. خوب است بدانید که وسعت صدایی سوپرانو در حدود دو اکتاو می‌باشد. ‎ ‎

‎متزوسوپرانو همان گونه‌ متوسط از صدای زنان است که محدوده آن، بم تر سوپرانو و زیر تر از گونه صدای کنترآلتو می‌باشد. به بم ترین صدای زنان که تا نت بم «ر» می‌توان اجرا کرد، کنترآلتو نام دارد.

گونه‌های صدایی مردان

آن دسته از صداهای نادر در میان مردان، کنترنتور می‌باشد. کنترنتور به بالا ترین صدای مردانه گفته می‌شود. گفته می‌شود مردانی که این ویژگی از صدا را دارند، شخصیتی طنز گونه و کمیک دارند.

یک صدای معمولی و طبیعی مردانه دارای گونه صدایی تنور است. در برخی از این نوع از صداها، نت‌های پایین تا «سی بمل» تا نت‌های بالا «فا» را اجرا می‌نمایند.

صدای متوسط در میان مردان، یک گونه از صدای باریتون می‌باشد. یارتون محدوده صوتی در میان تنور و باش دارد. گفته می‌شود که رایج ترین نوع صدا در میان مردان، همین گونه صدای باریتون می‌باشد. در برخی از این نوع صدا، وسعت صوتی در حدود نت «فا» تا نت «دو» را در بر می‌گیرد.

گونه صدای باس همان پایین ترین محدوده صدای انسان‌ها است. البته تجربه نشان داده است که بعضی از خوانندگان گونه صدای باس می‌توانند در وسعت دو تا سل بخوانند . اجرا نمایند.

صدای کودکان چه نوع از گونه صدایی است؟

صدای کودکان محدود و ثابت است و نسبت به صدای بزرگسالان، تنوع کمتری دارد. در این گونه از صدا بدلیل اینکه حنجره‌ها و تمبرهای صوتی به هم شبیه هستند و تفاوت آن‌چنانی در آن‌ها دیده نمی‌شود، صدای یکسانی احساس می‌شود. اما با پا گذاشتن فرد به دوران بلوغ، تغییر صدا بصورت تدریجی بوده و در نهایت صدای فرد در رده صداهای بزرگسالان قرار می‌گیرد. در رابطه با صدای پیران و دختران نابالغ باید بدانید که صدای آن‌ها در رده گونه‌های صدایی زنان قرار می‌گیرد. این قرار دادن صدای آن‌ها در گونه صدایی بانوان با حجم و طنین صدای مختلف می‌باشد.

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

موسیقی جاز چیست؟

موسیقی جاز

نواختن پیانو و گیتار در کنار هم، سبکی به نام موسیقی جاز را پدید می‌آورد. البته این موضوع، پدیده جدیدی نیست. هماهنگی در نواختن دو ساز گیتار و پیانو سبب می‌شود تا نوازنده به ریتم هر دو آن‌ها تسلط داشته باشد. چرا که نوازنده باید حس موسیقی جاز را به مخاطب یا شنوندگان، القا کند. در غیر اینصورت، القای موسیقی جاز برای نوازنده، کار آسانی نخواهد بود. خوب است بدانید که در نخستین زمان‌های شکل‌گیری موسیقی جاز از گیتار آکوستیک استفاده می‌شد. این درحالی است که هم اکنون نوازندگان بیشتر از گیتار الکتریک استفاده می‌کنند. بیشتر از هر چیزی باید بدانید که موسیقی جاز تنها یک سبک کلی نیست. بلکه به یک سبک از موسیقی اطلاق می‌شود که دارای زیرمجموعه‌های متعددی است. همراه ما باشید تا به بررسی مفصل و جامع موسیقی جاز بپردازیم.

سبک موسیقی جاز چیست؟

حضور سبک‌های مختلف موسیقی در دنیا باعث شد تا دنیای آموزش موسیقی تنوع بیشتری داشته باشد. یکی از سبک‌های موسیقی در جهان، سبک موسیقی جاز است. از ویژگی‌های موسیقی جاز می‌توان به استفاده از نُت‌های محزون اشاره کرد. نُت‌های محزون در بحث تخصصی با حروف لاتین به صورت Blue Notes نام بُرده می‌شود. علاوه براین، سنکُپ از نمونه اصطلاحات رایجی است که در سبک موسیقیایی جاز به چشم می‌خورد. سنکُپ به معنای متصل شدن کشش ضرب ضعیف به ضرب قوی است. این روند باعث می‌شود تا تاکید در ضرب‌ها ایجاد شود و خصوصا قسمت‌های ضعیف تر، با تاکید بیشتری اجرا شوند. اگر این روند را ادامه دهید، متوجه حالتی خاص در موسیقی خواهید شد. به این حالت، سنکُپ می‌گویند که از ویژگی‌های بارز موسیقی جاز می‌باشد.

سایر ویژگی‌های موسیقی جاز عبارتند از:

    ضرب‌های کشیده، کوتاه و خرامان در جاز، بعنوان یکی از سبک‌های قدیمی و فرعی موسیقی جاز شناخته می‌شود.
    وجود تغییرات داینامیکی وسیع و به کارگیری ندا و پاسخ، نشان دهنده سبک موسیقی جاز است.
    اجرای چندین ریتم مجزا در موسیقی جاز به وفور به چشم می‌خورد که به آن، پلی ریتمیک می‌گویند.
    از ویژگی‌های بارز موسیقی جاز این است که به صورت بداهه‌نوازی، نواخته می‌شود. بداهه‌نوازی همان حالتی است که بدون هیچ تنظیم و هماهنگی از قبل، موسیقی نواخته می‌شود.

موسیقی جاز در زبان و فرهنگ انگلیسی به صورت jazz نوشته می‌شود و با تلفظ جَز خوانده می‌شود. تاریخچه بوجود آمدن این سبک، متعلق به چندین سال‌ اخیر نیست. اواخر قرن نوزدهم یا اوایل قرن بیستم، دقیقا همان زمانی است که موسیقی جاز در آمریکا بوجود آمد. از همین رو، نخستین فُرم موسیقی هنری در آمریکا به موسیقی جاز اطلاق می‌شود.
آواز سنتی در تهران
همان‌طور که در ابتدای مقاله بیان کردیم، سبک موسیقی جاز به سبک‌های فرعی متعددی تقسیم می‌شود که در لیست زیر، برخی از آن‌ها را مشاهده می‌کنید:

    دیکسی‌لند
    بی‌باپ
    بیگ‌بند یا سوینگ
    فری‌جاز
    کول جاز
    فیوژن
    اسید جاز
    سول جاز
    جاز برزیلی
    مُدال جاز
    آوانگارد جاز
    سالسا جاز
    سموث جاز

بعد از ظهور سبک موسیقی جاز چه پیش آمد؟

ناگفته نماند که پس از گسترش یافتن موسیقی جاز در سراسر دنیا، فرهنگ سایر سبک‌های موسیقی هم دچار تغییر و تحول بسیاری شد. لذا، پرورش و رشد شگرف سایر سبک‌های موسیقی، مسئله‌ای دور از ذهن نبود. نمونه این تغییر و تحول، پدید آمدن سبکی به نام جاز نیواورلینز بود. این سبک در سال 1910 بوجود آمد. البته ترکیب چندین دسته از آلت‌ها و سبک‌های موسیقی اولیه سبب حضور سبک جاز نیواورلینز شد. اگر سازهای بادی برنجی، گونه موسیقی رَگ‌تایم، موسیقی بلوز و بدیهه نوازی را در کنار هم قرار دهیم، این سبک بوجود خواهد آمد. خوب است بدانید که جاز نیواورلینز در میان سیاه‌پوستان آمریکا ظاهر شد.

فَری‌جاز و هارد باپ، نام دو نمونه از سبک‌های موسیقی جاز است که در ادامه با تاریخچه آن آشنا خواهید شد. در دهه 1950، موسیقی جاز به صورت بداهه‌نوازی طولانی نمایش داده شد که نغمه‌های استاندارد جاز در آن به گوش نمی‌رسید. در واقع، نوازنده در این سبک قصد دارد که احساسات خود را به صورت مستقیم بیان کند. فارغ از آن‌که خبری از روش‌های رایج جاز باشد.

هارد باپ هم زیرمجموعه‌ای از موسیقی جاز است که در راستای موسیقی بیپاپ، پدید آمد. ظهور این سبک موسیقیایی، بیانگر ریتم اند بلوز، موسیقی گاسپل، بلوز، پیانو و ساکسوفون بود.

به کارگیری اسلوب‌های موسیقی به جای به کارگیری آکورد از مُدهای موسیقی سبب شد تا زیرمجموعه موسیقیایی به نام مُدال جاز ظاهر شود. مُدال جاز در اواخر دهه 1950 با به کارگیری بداهه‌نوازی ابداع شد.آموزش آواز

همان‌طور که از نام جاز راک فیوژن پیدا است، این سبک از تلفیق بداهه‌نوازی جاز با سازهای الکتریکی موسیقی راک، نواخته شد. اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970، سبک موسیقی راک فیوژن ابداع گردید. سایر زیرشاخه‌های موسیقی جاز در دهه 2000 در بین نوازندگان محبوب شدند.

تعریف دقیق واژه جاز چیست؟

ریشه‌یابی واژه “جاز” را باید در فرهنگ غرب جستجو کنیم. کلمه لاتین jasm به معنای روحیه و انرژی است. استفاده از این واژه در دهه 1860، رایج و متداول بود. پیشینه مربوط به نگارش این کلمه به سال 1912 باز می‌گردد. در آن سال در مقاله لس‌آنجلس تایمز، یک بازیکن بیسبال، توپ جاز را بدین صورت معنا کرد. «به این دلیل که تلوتلو می‌خورَد و شما به سادگی نمی‌توانید کاری با آن بکنید.»

تاریخ به کارگیری از کلمه جاز به اوایل سال 1915 مربوط می‌شود. شیکاگون تریبون توانست این اصطلاح خاص موسیقیایی را در مجله خود چاپ کند. در پی مصاحبه با رادیو عمومی ملی که آن را ان‌پی‌آر می‌خوانند، یک موسیقی‌دان آمریکایی از اصالت این کلمه صحبت به میان آورد. بویی بلیک در ادامه گفت: «در یک جایی آن را جاز صدا زدند در حالی که جاز نبود بلکه جَس بود که کلمه نامناسبی بود و اگر شما معنی آن را می‌دانستید در جلوی خانم‌ها از آن عبارت استفاده نمی‌کردید.» در واقع، انجمن گویش آمریکایی، کلمه جاز را در قرن بیستم انتخاب نمود.

حال به بحث مهم تعریف واژه جاز می‌رسیم. یادآوری بعضی نکات برای پی بردن به مفهوم جاز در موسیقی لازم است. همان‌طور که بیان کردیم، جاز دارای زیرمجموعه‌هایی است که افراد را برای پی بردن به مفهوم آن، با دشواری‌هایی روبه‌رو می‌کند. یک تعریف گسترده می‌تواند تمام ابهامات شما را رفع نماید. تراویس جکسون این‌گونه بیان کرد که: «جاز، موسیقی‌ای است که کیفیت‌های مختلفی از قبیل سوینگ، بداهه‌نوازی، تعامل گروهی، بها دادن به صدای منحصر به فرد هر موسیقی‌دان و پذیرا بودن در برابر امکانات موسیقایی مختلف را شامل می‌شود.»
موسیقی جاز متعلق به کجاست؟

اصالت موسیقی جاز به غرب آفریقا تعلق دارد. سیاه‌پوستان آمریکایی هم ابداع کننده سایر سبک‌های موسیقیایی به نام رَگ‌تایم و بلوز هستند. این سبک از موسیقی در ابتدای سده بیستم ابداع شد. سپس در میان سیاهان آمریکایی رواج پیدا کرد. از آن زمان به بعد تا اکنون، این سبک از موسیقی دچار تغییر و تحول‌های بسیاری شده است.

موسیقی جاز ایرانی

تاریخ ظهور موسیقی جاز ایرانی به سال‌های پس از انقلاب باز می‌گردد. اگر چه که ایران بعنوان نماینده موسیقی جاز شناخته نمی‌شود، اما ردپای موسیقی جاز در عناصر مرتبط با آن در ایران دیده می‌شود.
آموزش آواز سنتی
یکی از گروه‌های موسیقی جاز در سال‌های 80، گروه ایجاز است. به همین خاطر، در سال 89، نخستین قطعاتی از این گروه اجرا شد. عزیزا مصطفی زاده و رضا تاج‌بخش در سال 89، قطعاتی از موسیقی جاز را اجرا کردند. هومن غفاری، رضا تاجبخش، دارا دارایی و بابک مالکی فر بعنوان نوازندگان مهمان این گروه بودند. کنسرت گروه ایجاز در 26 و 27 آبان ماه سال 89 در تالار وحدت برگزار گردید. در حقیقت، این کنسرت، اولین کنسرت جاز در سراسر کشور ایران بود. البته گفته می‌شود که این کنسرت، تلفیقی از جاز و عناصر موسیقی ایرانی بود. پیش تر، قطعه باور کن به صورت پاپ اجرا شده بود. اما این گروه در سبک موسیقی جاز اجرا نمودند. در بخش دوم کنسرت، بخش‌هایی مانند «همیشه»، «ویوا کارلوس»، «ادامه دار» و «سنتور من» به روی صحنه آمدند. قطعه «سنتور من» با ریتم‌های موسیقی آغاز گردید و در طول اجرا، گیتار باس، درامز و پیانو با یک ریتم جاز به کار گرفته شدند. در طی اجرای این کنسرت، آوای سنتی سنتور به سبک جاز تغییر پیدا کرد. در طی بیانیه‌ای، رضا تاجبخش بیان کرد که: «هر کشوری برای خودش یک سبک‌های مقامی دارد. در آن گام‌ها می‌شود با ملودی‌ها و هارمونی‌ها بازی کرد. می‌شود از موسیقی جاز و موسیقی مقامی خودمان دگیتاو چیز کاملا متفاوت را با هم ترکیب کرد و فضای جدیدی به وجود آورد.»

گروه بمرانی و پالت نیز جزو گروه‌های موسیقی جاز پس از انقلاب هستند.  فعالیت گروه بمرانی به صورت غیر رسمی از سال 87 در فضای کافه‌ها آغاز شد. آهنگسازی و اجرای زنده در تئاترهای شهر نیز از قدم‌های بعدی گروه بمرانی است. به همین خاطر، گروه بمرانی همانند گروه ایجاز، بعنوان یکی از نخستین گروه‌های موسیقی جاز پس از انقلاب اسلامی در ایران شناخته می‌شود. هم اکنون نیز گروه بمرانی در کشورمان در حال فعالیت است. یک نمونه از موسیقی جاز این گروه، ترانه «تو کجایی» از آلبوم «سیزده چهل» می‌باشد. البته لازم است بدانید که آن‌ها نیز سایر سبک‌های موسیقی را اجرا می‌کردند. بلوز و کانتری جزو سبک‌هایی است که آن‌ها اجرا می‌نمایند.

گروه پالت همانند دو گروه قبلی، در زمینه موسیقی جاز فعالیت خود را آغاز کردند. در آثار هنری گروه پالت به وضوح می‌توانید تلفیق بین موسیقی ایرانی با سبک‌های موسیقی غرب را درک کنید. گفته می‌شود که تنوع گروه پالت، خیلی بیشتر از دو گروه قبلی است. به همین خاطر، شما می‌توانید صدای سازهای  کنترباس، کلارینت، آکاردئون، گیتار و ویولن سل را گوش کنید. یک نمونه از تلفیق عناصر گوناگون در گروه پالت در ترانه «ماهی و گربه» از آلبوم «شهر من بخند» می‌باشد. در رابطه با موسیقی جاز بهتر است بدانید که در ابتدا از سبک موسیقیایی آن‌ها استقبال چندانی نمی‌شد. اما هم اکنون، گروه پالت حتی در میان ایرانی‌های خارج از کشور هم طرفداران زیادی دارد. به بیان ساده، همه نتایج مثبت گروه پالت به این دلیل می‌باشد که تلفیقی از المان‌های مختلف موسیقی در آن، به کار رفته است.

موسیقی جاز کلاسیک

برخی از اساتید بزرگ و برجسته موسیقی، تلفیق بین موسیقی جاز و موسیقی کلاسیک را از ریشه، مشکل‌دار می‌دانند. چرا که آن‌ها براین باورند که موسیقی کلاسیک، موسیقی است که همانند سبک‌های بتهوون یا هندل باشد. در صورتی که این چنین نیست. درست است که ما می‌توانیم برای توصیف موسیقی کلاسیک از سبک‌های موسیقی این دو خواننده یاد کنیم. اما تمام موسیقی کلاسیک به سبک‌های خوانندگی آن‌ها منتهی نمی‌شود. زیرا اسپایک جونز هم دارای آلبوم‌ها و موسیقی‌های خوبی است. لذا در کل، منظور ما از موسیقی کلاسیک، موسیقی خوب نیست که به دل تمامی افراد بنشیند. البته اختلافاتی بین موسیقی کلاسیک و موسیقی جاز وجود دارد.

در موسیقی کلاسیک، تمامی تئوری‌های موسیقی اعم از نت‌های ابتدایی، میانی و حتی نت‌های پایانی، از قبل تعیین شده اند. این درحالی است که در موسیقی جاز، همه اثرها براساس بداهه‌نوازی شکل گرفته است. به عبارتی دقیق‌تر و مناسب‌تر، موسیقی جاز زمانی نوشته می‌شود که شما آن را اجرا می‌کنید. این تعبیر از موسیقی جاز نشان می‌دهد که یک اصطلاح دیگر را می‌بایست برای توصیف آن، در نظر بگیرید. در ادامه کتاب دنیای زیبای موسیقی اثر لئونارد برنشتاین (ترجمه کاملیا مسیح) آمده است که موسیقی دقیق نام دیگر موسیقی جاز کلاسیک است. گرچه این تعبیر هم تا حدی غیر قابل قبول است.

نکاتی در رابطه با موسیقی جاز

    موسیقی جاز یک سبک موسیقیایی ترکیبی است که ابداع شد.
    موسیقی جاز در میان سایر سبک‌های موسیقی بعنوان آزاد ترین سبک موسیقی شناخته می‎‌شود.
    هر کدام از زیرشاخه‌های موسیقی جاز بیانگر نام هنرمندانی است که به بداهه‌نوازی تسلط داشتند. به همین خاطر، اکثر نام‌های آن‌ها در میان مردم رد و بدل می‌شود.
    موسیقی جاز دارای زیرشاخه‌هایی است که در اثر ترکیب آن با سایر سبک‌ها بوجود آمده است.
    ساز کلارینت خیلی زودتر از ساز ساکسیفون در بین نوازندگان محبوب شد. به همین خاطر، بسیاری از نوازندگان این گونه فکر می‌کردند که دلیل موفق بودن آن‌ها در موسیقی جاز به علت تسلط بر ساز کلارینت است.
    شور و حس علاقه نوازندگان به ساز کلارینت به گونه‌ای بود که حاضر نبودند از ساز ساکسیفون استفاده کنند.
    روحیه رها و دور از تعلق نوازندگان باعث شد تا آنان به راحتی بتوانند ارتباط عاطفی با موسیقی جاز داشته باشند.
    سبک موسیقی جاز برای افزایش خلاقیت و نوآفرینی بسیار مناسب است. به طوری که از سختی و افسردگی فرد نوازنده در حین نواختن موسیقی جاز، به شدت کاسته می‌شود.

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

Top