آشنایی با ساز دهنی

 آشنایی با ساز دهنی

 

ساز دهنی کروماتیک (Chromatic Harmonica) همان طور که از نامش برمی آید ، از قابلیت اجرای تمام فواصل کروماتیک نیم پرده ای برخوردار است. این قابلیت حاصل اضافه شدن سه جزء ساختمانی است که به طور معمول در ساز دهنی های دیاتونیک و ترمولو وجود ندارد: قطعه ای به نام دهنی (Mouthpiece) ، تیغه ای به نام اسلاید (Slide) و نوارهایی به نام دریچه های ویندسیور(Windsaver Valves) . کلاس خوانندگی در غرب تهران
در این درس قصد داریم ضمن بررسی ویژگی های ساختمانی سازدهنی کروماتیک نگاه دقیق تری به دریچه های ویندسیور بیندازیم و با عملکرد آنها بیشتر آشنا شویم .
 

نحوه چیدمان نت ها (Note Layout) در سازدهنی کروماتیک

ازمنظر تاریخی ، سازدهنی کروماتیک چندین دهه بعد از سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه (10Hole Diatonic) به وجود آمد . جالب است بدانید که اولین باری که تولید کنندگان سازدهنی تصمیم به استفاده از مکانیسم اسلاید (Slide) گرفتند ، آن را بر روی مدل های 10 سوراخه ای که مشابه سازدهنی دیاتونیک استاندارد به روش ریشتر (Richter Tuning) کوک شده بود به کار گرفتند . کلاس آواز در اصفهان

این نوع سازدهنی 10 سوراخه نخستین بار توسط شرکت Hohner تحت عنوان مدل کروماتیک کخ یا کاچ (Koch Chromatic) عرضه شد و هنوز هم تولید می شود . این مدل در واقع یک سازدهنی کروماتیک واقعی نبود چرا که حتی با کمک گرفتن از اسلاید هم نمی شد تمام نت های گام کروماتیک را با آن اجرا کرد .

در سال های اخیر مدل دیگری هم به نام Slide Harp معرفی شده که به همین شیوه طراحی می شود اما بر روی برخی زبانه های آن دریچه های ویندسیور نصب شده است تا از نشتی هوای کمتری برخوردار باشد . این مدل چند سال پیش به بازار ایران نیز وارد شده بود .

انواع ساز دهنی

مدتی بعد شرکت هونر تصمیم گرفت مکانیسم اسلاید را در سازدهنی های 12 سوراخه با کوک سولو (Solo Tuning) به کار گیرد و به این ترتیب بود که اولین سازدهنی کروماتیک واقعی طراحی و ساخته شد . کوک سولو همان طور که از نامش بر می آید ، برای نواختن سولوهای ملودیک طراحی شده است و بر خلاف کوک ریشتر ، تمام نت های گام ماژور را در هر سه یا چهار اکتاو سازدهنی در دسترس نوازنده قرار می دهد .
آموزشگاه موسیقی در اصفهان
 
حوه چیدمان نت ها در کوک سولو (Solo Tuning) در هر سه اکتاو سازدهنی با هم یکسان است و در واقع الگویی مشابه اکتاو میانی سازدهنی دیاتونیک استاندارد است که در هر سه اکتاو به یک شکل تکرار شده است .
با این که در این کوک امکان نواختن آکورد مکشی (Draw Chord) با استفاده از نت های اکتاو پایینی وجود ندارد ، ولی در عوض برای نواختن ملودی بسیار مناسب است و با توجه به یکسان بودن آرایش نت ها در هر سه اکتاو ، می توان هر ترتیب خاصی از نت ها را که در یک اکتاو اجرا می شود به راحتی به یک اکتاو بالاتر یا پایین تر منتقل کرد ، بدون این که تغییری در جهت نفس کشیدن نوازنده یا نت هایی که اجرای آنها مستلزم فشار دادن شستی / اسلاید می باشد به وحود آید .

هر چند امروزه کوک های متنوع دیگری هم برای سازدهنی کروماتیک طراحی شده است ، ولی کوک سولو کماکان رایج ترین نوع کوک به کار رفته در سازدهنی های کروماتیک باقی مانده است .

گام و نت پایه در سازدهنی کروماتیک

در حال حاضر اغلب سازدهنی های کروماتیک به روش کوک سولو طراحی می شوند که با آن می توان نت های گام دیاتونیک و کروماتیک را در تمام اکتاوهای سازدهنی اجرا نمود .
رایج ترین گام یا کلید (Key) در میان سازدهنی های کروماتیک عرضه شده در بازار ، گام "دو" (Key of C) می باشد . در اغلب منابع آموزشی هم توصیه می شود که نواختن سازدهنی کروماتیک را با همین گام آغاز نمایید . گام ها یا کلید های دیگر سازدهنی کروماتیک به ترتیب از این گام پایین تر می روند تا به یک اکتاو پایین تر برسند :
Bb – A – G – F – E – D – Tenor C

در واقع نت پایه یک سازدهنی کروماتیک گام Bb یک پرده پایین تر از نت پایه در سازدهنی کروماتیک گام C می باشد و به همین ترتیب نت پایه در یک سازدهنی کروماتیک Tenor C یک اکتاو پایین تر از نت پایه در سازدهنی کروماتیک گام C قرار دارد .

پس از آشنایی با نوع کوک و گام سازدهنی کروماتیک ، به بررسی ویژگی های ساختمانی آن می پردازیم .

قطعه دهنی (Mouthpiece)

قطعه فلزی باریکی است که در جلوی سازدهنی کروماتیک قرار می گیرد و به شکلی طراحی شده است که دهان نوازنده بتواند به راحتی بر روی آن قرار بگیرد . هر سوراخ تعبیه شده بر روی این قطعه با دو جفت زبانه دمشی (Blow Reed) و مکشی (Draw Reed) ارتباط دارد که یک جفت از آنها در حالت عادی و بدون فشار دادن شستی (Button) به صدا در می آیند و جفت سوراخ دیگر با فشار دادن اسلاید (Slide) به سمت داخل فعال می شوند .
این مجموعه از 3-2 تیغه نازک فلزی تشکیل شده است که به علت تعبیه شدن سوراخ هایی چهارگوش در سطحشان از نمایی مشبک برخوردار هستند . این مجموعه از تیغه ها درست در پشت قطعه دهنی (Mouthpiece) و در جلوی بدنه (Comb) سازدهنی کروماتیک قرار می گیرند .
یکی از این تیغه ها که به خاطر متحرک بودنش اسلاید (Slide) نامیده می شود ، به طرف خارج سازدهنی امتداد می یابد و انتهای آن به حالت برجسته و گردی در می آید که آن را شستی (Button) می نامند .
نوازنده سازدهنی می تواند با گذاشتن انگشتش بر روی شستی و فشار دادن آن ، تیغه متحرک اسلاید را به سمت داخل حرکت دهد و با این کار تمام نت های سازدهنی را به میزان نیم پرده بالاتر ببرد . مثلا در یک سازدهنی کروماتیک گام C بدون فشار دادن شستی می توان نت های گام دو ماژور (C Major) را اجرا کرد .
اگر همین سازدهنی را با فشار دادن شستی به سمت داخل و نگه داشتن آن در همین حالت بنوازید ، نت های گام دو دیز (C# Major) در اختیارتان خواهد بود .

چگونگی تغییر نت ها به دنبال فشار دادن شستی / اسلاید به نحوه طراحی قطعه دهنی و مجموعه تیغه ها بر می گردد : همان طور که گفتیم ، در پشت هر سوراخ تعبیه شده در قطعه دهنی (Mouthpiece) دو جفت زبانه دمشی و مکشی وجود دارد که در حالت عادی (بدون فشار دادن شستی) یک جفت از آنها به وسیله اسلاید پوشیده شده است و نقشی در تولید صدا ندارد .
اما وقتی که اسلاید به سمت داخل حرکت می کند ، جلوی جفت سوراخ اول را می پوشاند و جفت سوراخ دوم را که نیم پرده بالاتر کوک شده اند در معرض جریان هوا قرار می دهد .

برای درک بهتر این مساله بهتر است یک سازدهنی کروماتیک را از نزدیک نگاه کنید و با فشار دادن اسلاید آن به طرف داخل ، به تغییری که در سوراخ های قابل مشاهده پدید می آید دقت نمایید . البته سازدهنی های کروماتیک از این لحاظ به دو شیوه متفاوت طراحی می شوند :

1- Straight Tuned : در این نوع سازدهنی کروماتیک تمام نت های گام C در بالا قرار دارند و نت های گام #C در پایین قرار می گیرند .
 
 
2- Cross Tuned : در این نوع سازدهنی کروماتیک نت های هر دو گام C و #C به صورت یک در میان در سمت بالا و پایین قرار دارند .
 
در سازدهنی های کروماتیک نوع Cross Tuned وسعت سوراخ های مربوط به هر جفت نت که در اسلاید سازدهنی تعبیه شده است بیشتر از نوع Straight Tuned می باشد . این تفاوت در ساختمان سازدهنی موجب می شود تا در نوع Cross Tuned جریان هوای بیشتری بتواند از روی زبانه (Reed) های فلزی سازدهنی عبور کند ولی در عین حال برای نیم پرده بالا بردن نت ها (مثلا رفتن از نت C به #C ) باید اسلاید سازدهنی را به میزان بیشتری فشار دهیم . به همین خاطر اجرای سریع آهنگ هایی با تمپوی بالا با این نوع سازدهنی کروماتیک قدری دشوارتر است .

ویندسیور چیست؟

دریچه های ویندسیور (Windsaver Valves) که آنها را Breath Saver و گاهی به اختصار دریچه (Valve) یا ویندسیور (Windsaver) نیز می نامند، نوارهای کوچکی از جنس انعطاف پذیر و با قابلیت ارتجاعی هستند که بر روی صفحات زبانه دار (Reedplate) ساز دهنی کروماتیک و در سمت دیگر زبانه ها یا تیغه های فلزی (Reeds) ساز دهنی نصب می شوند.
اگر نگاهی به زیر درپوش (Coverplate) های ساز دهنی کروماتیک بیندازید (یا پیچ درپوش ها را باز کنید و آنها را بردارید) میتوانید آنها را ببینید که به شکل نوارهای کوچک سفید رنگ (یا سفید و برنزی رنگ) هستند و شکل و اندازه ای مشابه زبانه های فلزی دارند.

دریچه های ویندسیور غیر از ساز دهنی کروماتیک، در ساز دهنی های آکورد (Chord Harmonica) و اکتاو (مانند مدلAuto Valve از Hohner یا مدل Concerto از Seydel ) و همچنین در بیشتر آکاردئون ها نیز وجود دارند.

نقش ویندسیور چیست؟

مهمترین وظیفه ویندسیور این است که تمام جریان هوای جاری در نفس نوازنده را به سمت آن زبانه فلزی خاصی که در حال نواخته شدن است هدایت نماید. برای توضیح بیشتر باید گفت زمانی که نوازنده هوا را به داخل یک سوراخ ساز دهنی کروماتیک که در برگیرنده دو زبانه دمشی (Blow Reed) و مکشی (Draw Reed) است می دمد ، موجب فعال شدن زبانه دمشی می شود. ولی در عین حال مقداری از این جریان هوا از اطراف زبانه مکشی عبور می کند که نقشی در به صدا درآوردن زبانه دمشی ندارد. در واقع این مقدار هوایی که از اطراف زبانه مکشی عبور می کند به هدر می رود و در اصطلاح نشت (Leak) می کند.

 تنفس چرخشی چیست؟

 تنفس چرخشی چیست؟

تنفس چرخشي يا Circular Breathing تكنيكي است كه نوازندگان سازهاي بادي را قادر به نگه داشتن صداي ساز براي مدت زمان طولاني مي‌سازد. اين عمل به وسيله به داخل كشيدن هوا از طريق بيني هم‌زمان با جريان هوا در ميان ساز انجام مي‌پذيرد. در اين روش گونه‌‌ها همانند دم آهنگري عمل مي‌كنند. اين روند شامل چهار مرحلة كاملا‌ً مشخص مي‌باشد:
کلاس خوانندگی در غرب تهران

1ـ هنگامي كه نوازنده ذخيرة هوايي‌اش رو به اتمام است گونه‌ها باد مي‌شوند يا در اصطلاح پف مي‌كنند.

2ـ هوا از طريق گونه‌ها و با كمك ماهيچه‌هاي اين بخش از صورت به داخل ساز هدايت مي‌شود و صدا تا زماني كه عمل دم از طريق بيني اتفاق مي‌افتد باقي نگه داشته مي‌شود.

3ـ همچنان كه هوا در گونه‌ها كم مي‌شود و هواي كافي از طريق بيني به داخل ششها راه مي‌يابد، سق نرم دهان بسته شده و هوا دوباره از ششها مصرف مي‌شود.
کلاس آواز در اصفهان
4ـ گونه‌ها به موقعيت طبيعي‌شان برگشت داده مي‌شوند.
فرآيند تعويض هوا از ششها به گونه و بالعكس تنها فاكتوري است كه بسياري از افراد را از موفقيت در تنفس چرخشي باز مي‌دارد. متدهاي بسياري براي تعليم اين احساس وجود دارند. در ذيل روشي براي فراگيري اين تكنيك ياد داده مي‌شود كه مي‌تواند به طور منحصر به فردي مفيد واقع شود. مثل هر تكنيكي براي حصول نتيجة مطلوب بايستي به طور پايه و روزانه تنفس چرخشي را تمرين كرد. به‌علاوه شروع به كار با يك ساز در طول تمرين و در اسرع وقت بسيار مهم است.

تنفس چرخشی

تمرينات بسيار مهم هستند اما اگر هنرجو نتواند به نتايج دلخواهش با ساز دست يابد مفيد نخواهد بود. تمرينات مقدماتي در هشت مرحله به شرح زير انجام مي‌شوند:

1ـ گونه‌ها را باد كنيد (پف كردن گونه) و نفس را به طور طبيعي از گونه‌ها بيرون دهيد. اين كار به گسترش احساس تنفس از طريق گونه‌ها كمك خواهد كرد.

2ـ دوباره گونه‌ها را باد كنيد و يك روزنة كوچك در لبهايتان به وجود آوريد. اجازه دهيد هوا از ميان لبهايتان بگريزد در حالي كه دم و بازدم به طور طبيعي از بيني انجام مي‌شود. با كنترل ماهيچه‌هاي گونه سعي كنيد يك جريان هوا براي 3 تا 5 ثانيه ادامه يابد. آموزشگاه موسیقی در اصفهان

3ـ يك ني كوچك يا كاه در يك ليوان آب قرار دهيد و مرحلة دو را با اين ني در آب تكرار كنيد. هواي كافي بايد مصرف شود تا بتواند از روي ني رانده شده و حبابهايي در آب توليد كند. اين مرحله بايد بارها و بارها تكرار شود تا اين كار روند طبيعي خود را بازيابد.

4ـ در حالي كه هوا از گونه‌ها بيرون داده مي‌شود عمل دم سريع و به طور عميق از بيني انجام مي‌شود. در حيني كه گونه‌ها هنوز اندكي پف‌ كرده‌اند عمل بازدم از طريق دهان همراه با خالي كردن ششها آغاز مي‌شود. سعي كنيد جريان هوا يا حبابهاي توليد‌شده در آب را تا حد امكان ثابت و يك‌نواخت نگه داريد. اين مرحله را بارها تكرار كنيد.

5ـ مرحلة چهار را تكرار كنيد ولي ششها را كاملا‌ً خالي نكنيد. درست در زماني كه ششها شروع به خالي شدن مي‌كنند دوباره گونه‌ها را باد كنيد و عمل دم را با سرعت و به طور عميق از طريق بيني انجام دهيد. بعد از اينكه مقدار كمي هوا به داخل كشيده شد، سقف دهان را ببنديد و روش را برعكس كنيد تا هوا از ششها مصرف شود. اين كار را بارها تكرار كنيد. اين روندي است كه در تنفس چرخشي انجام مي‌شود.

6ـ سرِ ساز يا دهنيِ ساز را به تنهايي در دهان قرار دهيد. تمرين كنيد تا يك فركانس مشخص از طريق باد كردن گونه‌ها و يك فرم طبيعي دهان به طور متناوب به وجود آيد. هنرجويان توجه خواهند كرد كه استحكام در گوشه‌هاي دهان و حمايت از جانب سطح لب بالا بسيار ضروري است.

7 ـ مراحل 4 و 5 را با داخل كردن دهني ساز به تنهايي در دهان تكرار كنيد. هنرجويان در طول اين چند مرحله احتمالا‌ً اندكي به ستوه خواهند آمد و شايد متوجه يك وقفه در صدا، حين تعويض صداي توليد‌شده به وسيلة هوا در گونه‌ها به صداي توليد‌شده از طريق هوا در ششها خواهند شد. اين كاملا‌ً طبيعي است. تمرينات بعدي سعي در حذف يا روان كردن اين وقفه در حد امكان خواهند داشت.

8ـ در اين بخش باقي‌مانده ساز بايستي به بخش دهني اضافه شود و بسيار مهم است كه خيلي زود كل ساز مورد استفاده قرار گيرد. هنرجويان نبايد براي رسيدن به يك صداي ممتد و قابل استفاده نگران و عجول باشند.
تمرين روبرو براي شروع تنفس چرخشي بسيار مفيد خواهد بود. به خاطر داشته باشيد كه گسترش اين مهارت به زمان زيادي نياز دارد، بسياري از نوازندگان پيش از برگزاري هر اجراي عمومي چندين ماه را صرف تمرين اين تكنيك مي‌كنند، منطقه‌هاي صدايي بالاي ساز بسيار حساس است و به تمرين زيادي نياز دارد، به طور كلي تنفس چرخشي در منطقه‌هاي بالايي صداي هر ساز بسيار مشكل است. پوشاندن وقفه در صدا اگر تنفس در حين پاساژ روي نتهاي رونده اتفاق افتد بسيار آسان‌تر خواهد بود.

در مراحل ابتدايي يادگيري نت سل G بالاي خط حامل، يك حد بالا براي موفقيت در تنفس چرخشي است.
آرتيكولاسيون Articulation نيز در حين تنفس چرخشي مشكل است و تا زماني كه هنرجو در تمرينات با نتهاي كشيده و يا نتهايي داراي خطوط اتصال به مهارت نرسيده نبايد استفاده شود.

تکمیل تنفس چرخشی

 هدف از برنامه ریزی در موسیقی چیست؟

 هدف از برنامه ریزی در موسیقی چیست؟

اگر برنامه ريزي وجود نداشته باشد " وقت تمرين" به "وقت سرخوردگي" تبديل مي شود.حتما تجربه اين را داشته ايد که 2 ساعت از وقت خود را براي تمرين گذاشته ايد ولي بعد از اين زمان متوجه مي شويد که هيچ پيشرفت خاصي نداشته ايد! اين به مرور زمان باعث سرخوردگي مي شود و اگر در طول زمان پيشرفت و احساس موفقيت وجود نداشته باشد اين فکر که کلا ساز را کنار بگذاريد بزرگ و بزرگتر ميشود.

به چند مورد توجه داشته باشيد:

" تمرين اجباري نيست!"

اين عبارت براي خيلي ها عجيب به نظر مي رسد چون اصولا بدون تمرين هيچ چيزي فراگيري نمي شود. بله، بدون تمرين هيچ چيزي فراگيري نمي شود ولي قرار نيست که تمرين به زور و باالجبار انجام شود.

" تمرين بايد لذت بخش باشد"

کسي که خود را مجبور به تمرين مي کند، از ابتدا بازنده است. البته اين جمله به اين معنا نيست که هر از چندي تنبلي خود را براي رفتن به اتاق تمرين کنارنگذاريم.

اگر بعد از مدتي تمرين متمرکز براي ما لذت بخش نبود، بهتر است وقتمان را صرف کار ديگري کنيم که از گذراندن وقت براي آن حقيقتا لذت مي بريم.

در کل تمرين يعني رابطه خود را با سازمان حفظ کنيم و از آن نگهداري کنيم. يعني" وقتي "که ما براي خودمان و سازمان مي گذاريم.

تمرين به ما انگيزه و خلاقيت مي دهد و در بهترين حالت "سفري به درون خويش" است. تمرين يعني پي بردن به احتياجي که از درون خويش سرچشمه مي گيرد براي وقت گذاشتن با سازمان.
 

هدف از برنامه ریزی موسیقی

کسي که با اين ديد به تمرين نگاه مي کند، در راه موفقيت گام بر مي دارد.

1- هميشه از روي ساعت تمرين کنيد.

پيشنهاد من تعيين واحدهاي 45 دقيقه اي براي تمرين است.

بعد از هر تمرين بين 5 تا 15 دقيقه فرصت استراحت داريد. تجربه نشان مي دهد که بدون تعيين وقت براي تمرين ، ناخودآگاه وقت صرف "بيهوده با سازبازي کردن" مي شود به جاي اينکه متمرکز روي تمرينات کار شود.

دوستاني که تجربه کار کردن 10 دقيقه روي تکنيک DoubleStrokeRoll” “را دارند مي دانند که 10 دقيقه چقدر مي تواند طولاني باشد.

2- حتما دفترچه "گزارش تمرين" براي خود تهيه کنيد.

در اين دفترچه پيشرفتها و مخصوصا مشکلات در خصوص هر تمرين يادداشت مي شوند.

مهمترين نکات تاريخ شروع تمرين – نوع تمرين- مترونوم مبدا- مترونوم مقصد و مدت تمرين و از همه مهمتر "ارزش گذاري شخصي" هستند.

اين دفترچه براي کنترل خودمان و ايجاد انگيزه بسيار مفيد است.گاهي پيشرفت هايمان چنان آهسته و غير مرئي هستند که با وجود اين دفترچه تمرين واضح مي شوند و باعث ايجاد انگيزه براي ادامه راه مي شوند.

راز های موفقیت درامز در چیست؟

راز های موفقیت درامز در چیست؟

تمرين تکنيک درامز را نبايد با تمرين هائي مانند هالتر، عضله سازي،  فيتنس و يا تمرينات بدني اشتباه گرفت. درامر اجازه مي دهد که چوبها خودشان بيشتر کارها را انجام دهند و او فقط جهت و حرکت را تعيين مي کند. کلاس آواز در غرب تهران

تکنيک فقط موقعي سخت مي شود که از ابتدا فراگيري اشتباه  باشد. فقط بايد ساعات بيشتري تمرين کنيد تا به يک نتيجه قابل قبول دست پيدا کنيد.

حرکات اشتباه باعث مي شوند که به نتيجه نرسيد،  اما بيشتر وقتها با انجام حرکت اشتباه، هرگز به  نتيجه خواسته شده نخواهيد رسيد!

بياد داشته باشيد که حرکت دست ها و پاها در درامز بستگي کامل به اين 2 قانون دارند:

    کمترين حرکت ممکن
    ولي بيشترين حرکت لازم

براي انجام دو قانون فوق بايد اعضاء شل و بدون فشار باشند، چون وقتي اعضا سفت و گرفته هستند به سختي و يا حتي غير ممکن است که بشود انها را اصلاح نمود.

 عضلات و اعضاي شل هستند که به راحتي قابل کنترل هستند و مي شود آنها را براي حرکات صحيح بکار گرفت. کلاس خوانندگی در اصفهان

مثل هر تمريني احتياج به دو اصل دارد:

    Discipline

    ممارست

براي تمرين ابتدا ذهن خود را  آرام کنيد و روي اعضاي بدن که قرار است با اين تمرين کار کنند کاملا متمرکز شويد.

ابتدا مکانيسم تمرين مورد نظر را انجام دهيد. بدين معني که  ببينيد ضربات چطور بايد بنشينند و حرکات را بصورت کامل آهسته اجرا کنيد و به بدن خود فرصت بدهيد فرم حرکت را بفهمد.

در صورتي که مکانيزم براي ذهن و بدنتان جا افتاد و احساس کرديد بدون گرفتگي عضلات و بدون فشار قادر به انجام مکرر تمرين هستيد، نوبت به تمرين با مترونوم مي رسد.

با ممارست در تمرين با مترونوم، فرم حرکت کاملا دروني مي شود و ديگر احتياج به درگير کردن ذهن براي اجراي آن نيست.

حتما دفترچه "گزارش تمرين" براي خود تهيه کنيد! در اين دفترچه شامل تاريخ شروع تمرين، نوع تمرين، مترونوم مبدا، مترونوم مقصد و مدت تمرين را بنويسيد.

اينکار باعث به وجود آمدن برنامه تمرين مي شود و همينطور در بالا بردن انگيزه شما بسيار کارمفيدي است.

موفقیت در درامز

قانون ديگري که حتما بايد مد نظر گرفته شود اين است:

قدرت يک درامر به اندازه قدرت ضعيفترين عضو اوست!

با توجه به اين قانون، براي تمرين تکنيکها به ضعيفترين عضوتان در نوازندگي توجه داشته باشيد و از ضعف آن فرار نکنيد بلکه بر روي آن تمرکز کرده و آنرا تقويت کنيد.

براي مثال اگر تمرين 16th (دولاچنگ) به صورت RLRL در مترونوم Quarter Note=120 انجام مي دهيد، حتما توانايي دست چپ (براي نوازندگان راست دست) را مد نظر بگيريد.

در صورت هرگونه گرفتگي در عضلات، يا فشار اضافه و يا حرکت کنترل نشده در بدن، مترونوم را با سرعت پايين تر روشن کنيد تا ضربات دست چپ (دست ضعيف تر) کنترل شوند.

مقیاس در موسیقی چیست؟

مقیاس در موسیقی چیست؟

موسیقی از سه عنصر ملودی، هارمونی و ریتم تشکیل شده است. همه موسیقی ‌ها دارای ریتم هستند، چه آن هایی باشند که با طبل نواخته می شوند و چه آهن گهایی که برای گروه آواز و سرود باخ ساخته می شوند. ملودی و هارمونی اجزاء ضروری در آهنگ سازی نیستند، اما اکثریت قریب به اتفاق موسیقی ها از این دو عنصر برخوردارند. در موسیقی غربی، ملودی و هارمونی از 12 نواک (Pitch) مجزا مشتق می ‌شوند و می ‌توان آن ‌ها را در یک سری گام کنار هم قرار داد. کلاس آواز در غرب تهران

گام یا مقیاس چیست؟

مقیاس (Scale)، دنباله ‌ای از نت‌ ها است که از 12 نواک یا نت موجود انتخاب می ‌شوند. (بعضی از موسیقی های قدیمی، به‌ ویژه موسیقی آسیای جنوبی، میکروتونالیته ‌هایی دارد که تعداد نواک های موجود را بیشتر می کند.)

هیچ قاعده ای وجود ندارد که بگوید یک مقیاس باید چند نت داشته باشد. رایج‌ ترین مقیاس‌ ها در موسیقی غربی هفت نواک دارند، به همین دلیل “هپتاتونیک” (که به معنای هفت تون است) نامیده می ‌شوند. مقیاس ‌های دیگر نت ‌های کم تری دارند ؛ به طور مثال مقیاس‌ های پنج نتی یا “پنتاتونیک” که در موسیقی پاپ بسیار رایج هستند. حتی مقیاسی وجود دارد که از تمام 12 نت استفاده می کند که به آن مقیاس “کروماتیک” می گویند. کلاس خوانندگی در اصفهان
 
مقیاس های ماژور در مقایسه با مینور

با این که موسیقی غربی دارای طیف وسیعی از مقیاس یا گام‌ هاست، اما باز هم برخی از آن ها بیشتر از بقیه استفاده می ‌شوند. عنصر سازنده موسیقی غربی، گام ماژور است که از هفت نت تشکیل شده اند. از پایین ترین نت شروع شده و به سمت بالا می رود:

1-نت ریشه

2- یک پرده کامل بالاتر از ریشه

3- یک پرده کامل بالاتر از نت دوم

4- نیم پرده بالاتر از نت سوم

5- یک پرده کامل بالاتر از نت چهارم

6- یک پرده کامل بالاتر از نت پنجم

7- یک پرده کامل بالاتر از ششم

سپس، با یک نیم پرده دیگر، که به “ریشه” برمی گردید. فقط حالا یک اکتاو بالاتر از قبل است.

آموزشگاه موسیقی در اصفهان

نکته کلیدی در درجه (Degree) سوم گام ماژور است. این همان نتی است که به این گام به جای صدای دلهره آور و غمناک، حالت “شاد و نشاط آور” می دهد. نکته کلیدی دیگر درجه هفتم است که گاهی اوقات به آن نت پیشران یا Leading tone می گویند؛ چرا که شما را مستقیما به ریشه گام هدایت می کند.

مقیاس مینور چیست؟

دومین عنصر بنیادی موسیقی غربی، مقیاس مینور است که اکثر مردم آن را اضظراب آورتر و غمگین ‌تر (حتی گاهی اوقات ترسناک ‌تر) از مقیاس ماژور می‌ دانند. در واقع سه مقیاس مینور وجود دارد؛ مینور طبیعی، مینور هارمونیک و مینور ملودیک. اما این مقیاس مینور طبیعی است که به گوش شنوندگان موسیقی غربی آشناتر به نظر می رسد. این گام شبیه به مقیاس ماژور است، اما با چند نیم پرده که قبلا کامل بوده اند.

1-نت ریشه

2- یک پرده کامل بالاتر از ریشه

B – 3 نیم پرده بالاتر از نت دوم

4- نیم پرده بالاتر از نت سوم

5- یک پرده کامل بالاتر از نت چهارم

6- b نیم پرده بالاتر از نت پنجم

7- b یک پرده کامل بالاتر از ششم

و سپس یک پرده کامل بالا می رود که به ریشه می رسد، اما باز هم یک اکتاو بالاتر از قبل است.

تفاوت مقیاس ماژو و مینور

مقیاس مینور هارمونیک چیست؟

در مقیاس مینور هارمونیک، درجه هفتم گام بالا می رود. با این که گام مینور طبیعی یک “هفتم بمل” یا “هفتم مینور” دارد، مقیاس مینور هارمونیک دارای یک “هفتم طبیعی” است. بله، درست خواندید! آن هفتم طبیعی در گام مینور طبیعی وجود ندارد! بیایید این دو گام را با هم مقایسه کنیم تا تفاوت را ببینیم.

مقیاس مینور طبیعی E از 7 نت تشکیل شده است:

E-F#-G-A-B-C-D .

مقیاس مینور هارمونیک E هم از 7 نت تشکیل شده است :

E-F#-G-A-B-C-D#.

تنها تفاوت بین این دو این است که D به D# تغییر پیدا کرد. این باعث می ‌شود که درجه هفتم یک تن پیشران باشد، درست مثل همان چیزی که در گام ماژور دارید. مقیاس مینور هارمونیک صدای “عربی” طوری تولید می ‌کند، زیرا ریشه این گام در موسیقی سنتی شمال آفریقا و شبه جزیره ایبری است. (البته در موسیقی راک هم استفاده می شود. برای شنیدن ترکیب بلوز و مینور هارمونیک ، تک نوازی اسلش را در آهنگ “Sweet Child O’ Mine” از Guns N’ Roses ببینید.)

مقیاس مینور ملودیک چیست؟

مقیاس مینور ملودیک یک گام عجیب و غریب است. با بالا رفتن این گام، درجه سوم بمل (یا سوم مینور) نواخته می شود، اما بقیه نت هایش مثل نت های یک مقیاس ماژور (درجه 6 طبیعی و 7 طبیعی) هستند. اما با به خاطر نزولی شدن مقیاس مینور ملودیک، درست مثل یک مقیاس مینور طبیعی نواخته می شود. مثال زیر را در نظر بگیرید:

مقیاس مینور ملودیک E در حال افزایش است :

E -F# -G -A -B -C# -D#

مقیاس مینور ملودیک E در حال کاهش است :

E -D -C -B -A -G -F#

از این سه مقیاس فرعی، مقیاس مینور ملودیک کم تر مورد استفاده قرار می گیرد. شما آن را در برخی از آثار موسیقی کلاسیک خواهید یافت، و برخی از نوازندگان جاز آن را در تک‌نوازی‌های شان اجرا می کنند.

مقیاس های پنتاتونیک و مقیاس های بلوز

مقیاس های پنتاتونیک نسخه کاهش یافته مقیاس های ماژور و مینور هستند.

مقیاس ماژور پنتاتونیک مقیاس ماژور بدون درجه 4 و 7 است. در اصل درجات باقیمانده به این صورت خواهند بود:

1-2-3-5-6

مقیاس پنتاتونیک مینور تغییر یافته مقیاس مینور طبیعی است. برای تبدیل مقیاس مینور طبیعی به مقیاس پنتاتونیک مینور، درجه 2 و 6 را حذف کنید. درجات باقیمانده عبارتند از:

1 -b3 -4 -5 -b7

مقیاس های بلوز مقیاس های پنتاتونیک با نت های اضافه هستند و این نت ها از نوازنده ای به نوازنده دیگر متفاوت اجرا می شوند. برای “بلوز کردن” یک مقیاس پنتاتونیک ماژور، این نت ها را اضافه کنید:

1-پنجم بمل (مثلا Ab در کلید D ماژور)

2- سوم بمل (برای همراه شدن با یک سوم طبیعی ، مثلا F در کلید D ماژور)

3- هفتم تخت (مثلا C در کلید D ماژور)

4- هفتم طبیعی (که در کلید D ماژور C# خواهد بود)، اما فقط به عنوان یک ” نت گذر ” بین C و D. اگر می‌خواهید صدای آهنگ تان بلوز طوری به نظر برسد، در استفاده از هفتم طبیعی معطل نکنید.

5- در واقع، اگر زیاد درنگ نکنید، می توانید هر نت را در مقیاس ماژور بلوز به کار بگیرید. اما یکی از نت هایی که عموما باید از آن اجتناب کنید، 6ام بمل است (مثل ًBb در کلید D ماژور). این نت واقعا مثل یک وصله ناجور در تونالیته ماژور خواهد بود.

برای “بلوز” کردن یک مقیاس پنتاتونیک مینور، این نت ها را اضافه کنید:

1-5 ام بمل

2- هفتم طبیعی علاوه بر هفتم بمل که از قبل در مقیاس پنتاتونیک مینور قرار دارد. ( اما فقط از آن برای گذر بین 7 و ریشه استفاده کنید. با این اوصاف در مقیاس بلوز مینور G می توانید از F# استفاده کنید، اما فقط برای اتصال F بهG ).

3- می توانید تقریبا هر نت دیگری را به مقیاس پنتاتونیک مینور اضافه کنید؛ به جز سوم طبیعی. در مقیاس G مینور بلوز معنایش اینست که شما نباید یک B طبیعی را اجرا کنید. این کاملا با ویژگی مینور بودن گامی که اجرا می کنید در تضاد خواهد بود.

4- اما به غیر از سوم طبیعی، تقریبا هر نتی اگر بدانید چه کاری انجام بدهید، می تواند با بقیه گام هماهنگ شود. این کار به تمرین و آزمون و خطا نیاز دارد، اما در نهایت می ‌توانید بفهمید که کدام نت‌ ها برای اضافه شدن به مقیاس پنتاتونیک بهترین گزینه هستند.

در مورد مُد ها چطور؟

مقام ها یا مُد ها (Modes) از نت های یک مقیاس ماژور یا مینور مشتق می شوند. به استثنای چند نوازنده جاز معروف، اکثر نوازندگان از مد هایی استفاده می کنند که از مقیاس ماژور گرفته شده است. این مد ها به شرح زیر هستند:

1-مد ایونین (Ionian). یک الگوی مقیاس ماژور است که از ریشه شروع می شود. بنابراین مقیاس C ماژور و مد C Ionian دقیقا مجموعه یکسانی از نت ها را دارند ، یعنی این نت ها:CDEFGAB . این به این معناست که “مد ایونین” فقط یک روش فانتزی برای بیان ” گام ماژور ” است.

2- مد دوریان (Dorian). یک الگوی مقیاس ماژور است که از درجه 2 شروع می شود. مد دوریان پسر عموی مقیاس مینور به حساب می آید و بین گیتاریست ‌ها از بزرگان جاز مثل Pat Martino گرفته تا خرده هنرمندانی مثل Kirk Hammett بسیار محبوب است.

3- مد فریژین (Phrygian). یک الگوی مقیاس ماژور است که از درجه 3 شروع می شود. مد فریژین هم تونالیته مینور دارد و بیشتر موسیقی عربی اسپانیا و شمال آفریقا را تداعی می کند.

4- مُد لیدیان (Lydian). یک الگوی مقیاس ماژور است که از درجه 4 شروع می شود. مد لیدیان ارتباط نزدیکی با یک مقیاس ماژور دارد و احساس شادی و سرزندگی را در شنونده بر می انگیزد. این مد در موسیقی فیلم های الهام بخشی مثلET: The Extra-Terrestrial جان ویلیامز بسیار محبوب است.

5- مد میکسولیدین (Mixolydian). یک الگوی مقیاس ماژور است که از درجه 5 شروع می شود. با مقیاس ماژور هم مرتبط است، مد میکسولیدین در موسیقی راک، بلوز و فیوژن شنیده می شود. برای شنیدن این مد، به تکنوازی گیتار در ” Reelin’ In The Years ” استیلی دن گوش بدهید.

6- مد ائولین (Aeolian). یک الگوی مقیاس ماژور است که از درجه 6 شروع می شود. این مد در واقع همان الگوی نت مقیاس مینور را دارد، بنابراین مثل مد ایونین ، این مد فقط یک روش فانتزی برای بیان گام ” مینور ” است.

7- مد لوکرین (Locrian). یک الگوی مقیاس ماژور است که از درجه 7 شروع می شود. حالت لوکرین سخت و پیچیده است و به ندرت استفاده می شود. گاهی اوقات تکنوازان جاز از آن برای آکورد های کاسته استفاده می کنند، اما در قطعات پاساژ طولانی خوشایند به گوش نمی رسد.

مقیاس در موسیقی چگونه است؟

Top