مخترع ساکسیفون کیست؟

مخترع ساکسیفون کیست؟


در قرن بیستم که جاز و بلوز به موسیقی اول غرب تبدیل می‌شد، ساکسوفون هم نقش خودش را پیدا کرد. در ساکس هم مثل دیگر سازهای بادی دیگر بین تکنیک و تنفس تأثیر مستقیمی وجود دارد. بیشتر طرفداران ساکسوفون هم سیاهپوستان بودند که به پر نفس بودن شهرت دارند و یکی یکی جادویی جدید به صدای آن اضافه می‌کردند و نامشان را در تاریخ نوازندگان ساکسوفون جاودانه کردند؛ مثل لویی آرمسترانگ و چارلی پارکر.

ساکسوفون (به فرانسوی: saxophone) یکی از سازهای بادی است که یکقمیش دارد. این ساز را آدولف ساکس در دههٔ ۱۸۴۰ اختراع کرد و به نام او «ساکسوفون» نام گرفت.

آدولف ساکس زادهٔ شهرستان دینان (به فرانسوی: Dinant) در بلژیک است.

ساکسوفون جزو سازهای بادی چوبیِ تک‌زبانه است.

ساکسوفون انواعی مانند ساکسوفون سوپرانو، ساکسوفون آلتو و ساکسوفون تنور دارد، که تفاوت آنها در دامنهٔ صداییِ آنهاست. اگرچه این ساز در اصل برای ارکستر و دستهٔ موزیک نظامی تهیه شد، ولی امروزه بیشتر در موسیقی جاز و مردم‌پسند به کار می‌رود.

آواز سنتی در تهران

در قرن بیستم، که جاز و بلوز به موسیقی اولِ غرب تبدیل می‌شد، ساکسوفون هم جایگاه خود را پیدا کرد. در ساکسوفون هم، مانند دیگر سازهای بادی، بین تکنیک و تنفس تأثیر مستقیمی وجود دارد. بیشتر طرفداران ساکسوفون هم سیاه‌پوستان بودند که به پُرنفس بودن شهرت دارند و یکی‌یکی جادویی جدید به صدای آن اضافه می‌کردند و نامشان را در تاریخ نوازندگان ساکسوفون جاودانه کردند؛ مثل چارلی پارکر.

در اواخر دههٔ ۱۹۶۰، موسیقی راک همه‌گیر شد و همچنین ده‌ها شاخه از آن منشعب شد و از مهم‌ترین این سبک‌ها، سبک ژرمن راک بود که گیتار در آن کمرنگ شد و اساس آن برگیتار بیس و کیبورد بود؛ پس نیازمندِ سازی شد که سولوهای وحشی را به موسیقی‌اش تزریق کند، و این ساکسوفون بود که می‌توانست این نیاز را برطرف سازد.

ریک دیویس و راجر هادسون در قطعه‌های «آهنگ منطقی» و «حالا ترکم مکن»، سولوهای ساکس را وارد کردند و گروه «سوپر ترمپ» را به اوج رساندند. اینگونه بود که در دههٔ ۱۹۷۰، ساکسوفونِ ریک دیویس طرفداران زیادی پیدا کرد و رقیب جدی فلوت ایان اندرسوناز «جتروتول» شد که عالی‌ترین نمونه‌های استفاده از سازهای بادی در موسیقی راک بودند.

دیک پری، نوازندهٔ دوره‌گردی بود که در کالج با راجر واترز و سید برت هم‌کلاس بود. وقتی توسط دوستان قدیمی‌اش به استودیوی «ابی رود» پای گذاشت، نقشی انکارناپذیر را در شاهکار جاودانهٔ پینک فلوید در آلبوم «نیمهٔ تاریک ماه» بازی کرد.

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

نت خوانی و اجرا در موسیقی

نت خوانی و اجرا در موسقی

 

ارموسیقی یعنی هنر بیان احساسات انسانی به وسیله صداها. همانطور که ما برای بیان احساسات خود از کلمات و حروف استفاده میکنیم در موسیقی نیز برای این کار از واژه هایی که اختراع شده اند استفاده میکنیم. این واژه ها همان نت های موسیقی هستند.

در موسیقی نت ها در اصل صداهایی هستند که با کنار هم قرار گرفتن به شیوه صحیح قادر به خلق آثاری زیبا و پرمفهوم میباشند. نت های موسیقی اَلفبای نوازندگی هستند، یعنی برای اینکه شما بتوانید به زبان موسیقی قطعه ای را اجرا کنید باید ابتدا با اَلفبای آن آشنا شوید.
ویدئو و نت موسیقی عقرب زلف کجتaموسیقی یعنی هنر بیان احساسات انسانی به وسیله صداها. همانطور که ما برای بیان احساسات خود از کلمات و حروف استفاده میکنیم در موسیقی نیز برای این کار از واژه هایی که اختراع شده اند استفاده میکنیم. این واژه ها همان نت های موسیقی هستند.

در موسیقی نت ها در اصل صداهایی هستند که با کنار هم قرار گرفتن به شیوه صحیح قادر به خلق آثاری زیبا و پرمفهوم میباشند. نت های موسیقی اَلفبای نوازندگی هستند، یعنی برای اینکه شما بتوانید به زبان موسیقی قطعه ای را اجرا کنید باید ابتدا با اَلفبای آن آشنا شوید.
ویدئو و نت موسیقی عقرب زلف کجت

از ریتم افتادن های غیر ارادی جملات، اکسان دادن های بی مورد به بعضی ازنتها، عدم شناسایی موتیف های مختلف و جمع بندی نکردن آنها، کشیدن بیش از اندازه یک نت، به سرعت نرسیدن موسیقی و بسیاری از موارد اینچنینی که درزیرشرح آن می آید، با نت خوانی قابل برطرف شدن است.

برای نوازنده ای که قطعه ای درسطح تکنیک خود تمرین می کند، بهره گیری ازنت خوانی راهی است که اورا قادرخواهد ساخت تا بسیاری ازنواقص کار خود را برطرف کند.

یکی از مواردی که باعث رویگردانی از این مورد است، عدم توانایی نوازندگان در سلفژ نتهاست. ولی این مسئله نباید باعث شود تا نتوانیم از نت خوانی وفوایدش بهره گیری کنیم. حتی اگرتوانایی در سلفژموسیقی نداریم، با یک صدا خواندن تمامی نتها بازهم می توان بدون بهره گیری از ساز نت خوانی کرد.

کنترل تمامی رفتار اجرایی ما و نواختنمان از ذهن سرچشمه می گیرد و تمرین های یک نوازنده صرفآ فیزیکی و با ساز نیست. تمرین فیزیکی و با ساز که همراه با تمرین ذهنی گردد نوازنده را تواناتر و اجرا را بی نقص تر می سازد.

کلاس آموزش آواز در تهران

در هنگام نواختن بسیار پیش می آید جملاتی را بطور نا خودآگاهانه از ریتم خارج ساخته، تند تر یا کند تر می نوازیم وخود متوجه آن نیستیم (البته این مورد با از ریتم انداختن های ارادی متفاوت بوده و نباید اشتباه گرفته شود). گاهی بی مورد ذهنمان بر روی بعضی نتها اکسان می گذارد که در واقع ذهن در آن نتها، به دلایل نا مشخصی درگیری و ضعف دارد.

حذف این دسته از درگیری های ذهنی اجرا را یکدست ترساخته و زمینه را برای رسیدن به تمپوهای بالاتر فراهم می سازد.

جالب اینجاست در نقاطی که در هنگام نت خوانی دچار ضعف می شویم، هنگام اجرا نیز در آن نقاط وجود ضعف در اجرا احساس می شود، که نشانگر وجود ضعف درذهنمان است. با نت خوانی این دسته از مشکلات سریعتر، آسانتر و به روش صحیح تری بر طرف می شوند.

می دانیم یک موسیقی از موتیفهایمختلف و ترکیب آنها با استفاده از قواعد مختلف آهنگسازی ساخته می شود. در هنگام اجرا هر موتیف مستقلآ باید توسط نوازنده شناسایی شده و به گونه ای نواخته شود که شنونده بتواند به یک جمع بندی ازهرموتیف برسد ودر دیدگاه وسیع تر، نوازنده باید بتواند با احاطه ذهن خود برآنچه مورد اجراگذاشته، ذهن شنونده را به یک جمع بندی ازکل موسیقی برساند. حس سردرگمی ای، که ازجمع بندی نشدن آنچه اجرا شده بوجود می آید، باعث می شود شنونده نتواند درانتها به یک تفکرو احساس مطبوع روحی برسد. این مورد ازموتیف بندی نشدن جمله ها و نبود درک کلی ازقطعه، توسط نوازندگان بوجود می آید.

نت خوانی و گوش کردن به آنچه درک ذهن ما از موسیقی است، باعث بوجود آمدن یک رویارویی آگاهانه و صحیح بین موسیقی، دیدگاه شخصی و روحیاتمان ازآهنگ و همینطور از سازمی گردد. همواره باید شناخت ذهنمان را از قطعه رشد دهیم. وجود یک درک کلی از آهنگ، زمینه را برای ارائه اجرایی یکدست که در آن روحیات و نظرات نوازنده متجلی است, فراهم می اورد…

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

تاثیرات موسیقی بر قلب انسان

تاثیرات موسیقی بر قلب انسان

خیلی جالب است که بدانید ریتم موسیقی و یا بطور کلی موزیک، روی ضربان قلب تاثیر می گذارد. ریتم های تندتر، ضربان قلب را بالا و ریتم های آرام، ضربان قلب را پایین می آورد. در ادامه ی این مطلب بیشتر در این رابطه با شما صحبت می کنیم.

درست است که موسیقی اغلب بخش بزرگی از زندگی ما را تشکیل می دهد و خاصیت نشاط بخشی دارد اما هنوز نمی دانیم که چطور می تواند در بهبود سلامت قلب هم موثر باشد. جالب است بدانید ذهن و بدن هر دو موسیقی را فورا تشخیص می دهند. زمانی که به موسیقی گوش می دهیم، ضربان قلب در مقایسه با مواقع سکوت افزایش می یابد. این افزایش ضربان البته به ریتم موسیقی بستگی دارد.
کلاس آواز سنتی در تهران


این در حالی است سیستم عصبی سمپاتیک میزان ضربان قلب را با ترشح آدرنالین افزایش داده و سیستم عصبی پاراسمپاتیک این ضربان را کند کرده و به استراحت قلب کمک می کند. افراد مبتلا به بیماری های قلبی معمولا سطوح بالاتری از اضطراب را تجربه می کنند ریتم غیر طبیعی قلب علامت اولیه این اضطراب است.

این در حالی است که بیماران در هنگام گوش دادن به موسیقی کاهش تپش قلب و فشار خون را تجربه می کنند. موسیقی با کند کردن تنفس و اجازه به تنفس عمیق تر، نقش مهمی در کاهش فشار خون دارد.

موسیقی به تسکین درد هم کمک می کند. یعنی حتی در روش های دردناک مانند عمل جراحی قلب باز نیز موسیقی می تواند ترشح طبیعی اکسی توسین را افزایش دهند و به تسکین درد کمک می کند. کاری که داروها و مخدرهای ضد درد نیز انجام می دهند.

در این میان افسردگی نیز به موسیقی درمانی پاسخ می دهد. این در حالی است که مبتلایان به افسردگی دو برابر بیش از دیگران در معر ض خطر نارسایی قلب، فیبریلاسیون دهلیزی، سکته مغزی و یا حمله قلبی هستند. موسیقی اثر نشاط بخش دارد و کاملا به سود بیماران مبتلا به افسردگی است.

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

تصنیف چیست ؟!


تصنیف چیست ؟!

قدیمی‌ترین تصنیف‌هایی که امروز به‌جا مانده مربوط به دورهٔ عبدالقادر مراغه‌ای (که در دورهٔ تیموریان می‌زیست) است. تصنیف‌های دورهٔ صفویه اغلب اوزان عروضی داشتند. در دورهٔ زندیه نوع خاصی از تصنیف با نام «کارِ عمل» (یا «کار و عمل») رایج بود که گاه مقصود از آن نمایش دادن مقام و گوشه‌های هر دستگاه بود. همچنین تصنیف‌های عامیانه‌ای نیز در واکنش به مسائل سیاسی و اجتماعی ساخته می‌شدند. اما رواج تصنیف به شکل امروزی، به اواخر دورهٔ قاجاریه و آغاز جنبش مشروطه ایران نسبت داده می‌شود.
 
معمول‌ترین و رایج‌ترین قطعات ساخته شده در موسیقی سنتی تصنیف است که وزن متریک “Metric” دارد .

در تفاوت بین ترانه و تصنیف در ساده ترین تعریف بهتر است بگوییم تصنیف نزد ما ایرانیان آهنگی است ریتمیک بر اساس موسیقی و شعر و سازهای سنتی و ترانه آهنگی است بر مبنای سبک های گوناگون موسیقی و سبک های شعری گوناگون و البته سازبندی گوناگون چه فرنگی و چه فارسی .

آموزش آواز سنتی در تهران
مثلا آهنگ مرغ سحر با شعر ملک الشعرای بهار و آهنگ مرتضی نی‌داوود یک تصنیف است و آهنگ ما دو تا ماهی بودیم با شعر شهیار قنبری و اهنگ بابک افشار و تنظیم واروژان و صدای گوگوش یک ترانه است.


تصنیف در مجموع فضای سنتی و ترانه فضای پاپ و مدرن دارد . این ساده ترین تعریف برای فهم تفاوت این دواست.

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

اوضاع نگران کننده موسیقی امروز

اوضاع نگران کننده موسیقی امروز

وقتی سریالی، تهیه و تولید می‌شود در کنار متن آن موسیقی نیز وجود دارد یا در سینما موسیقی به آن رشد و حرکت می‌دهد. موسیقی نبض زندگی است. شاید صفای موسیقی در همین باشد، بنابراین موسیقی نیاز تمام انسان‌هاست. همه به موسیقی نیاز دارند. موسیقی از بدو تولد با لالایی مادر تا زندگی روزمره و کارهایی مانند کشاورزی، کارگری و... با انسان همراه است.

ورزش هم به موسیقی نیاز دارد؛ مثلا در زورخانه، شما می‌بینید افراد با شنیدن آواز، کباده‌های به آن سنگینی را بلند کرده و جابه‌جا می‌کنند.

فالش خواندن حالا دیگر رویه شده است. قبلا اگر می‌گفتند خواننده‌ای فالش می‌خواند، خودش هم خجالت زده می‌شد و از این ناهماهنگی و خارج از ریتم خواندنش چنان ناراحت می‌شد که فکر می‌کرد هر قدر هم تلاش کند و از این به بعد خوب بخواند، بالاخره یک اتفاق نامبارک در کارنامه اش ثبت شده است. حالا، اما فالش خواندن هم دیگر به اندازه قدیم بد نیست.

می‌شود رفت روی صحنه، فالش خواند، جیغ و دست و هورا گرفت و برگشت. نه کسی صدای منتقدان را می‌شنود، نه کسی برای بالا رفتن درک مردم از موسیقی تلاش می‌کند و نه حتی محتوایی که خواننده به زبان می‌آورد اندازه دهه‌های قبلی دارای اهمیت است. تعداد خواننده‌ها، تعداد موسیقی‌هایی که روزانه تولید می‌شوند و بسیاری موارد دیگر نشان از آن دارند که هر چه فالش‌ها و فالش‌خوان‌ها بیشتر می‌شوند، این اتفاق بیشتر به یک امر عادی نزدیک می‌شود و گویی در نسل تازه خواننده‌ها، فالش خوانی دیگر پدیده‌ای مذموم نیست، مسیر خود را طی کرده و رفته رفته سلیقه، ذائقه و گوش موسیقایی جامعه را هم تحت تاثیر خود قرار داده است.

فالش چیست؟

حالا این فالش که مدام از آن حرف می‌زنند اصلا چیست؟ چه اتفاقی می‌افتد که به یک نفر می‌گویند فالش خوان؟ لغت فالش ریشه انگلیسی دارد. هنگامی که تعداد نوسان‌های تثبیت شده برای هرکدام از نت‌ها که استاندارد‌های خود را دارند در اجرا و اراده از سوی خواننده به حد خودش نرسد و یا بیشتر باشد می‌گویند موسیقی به‌صورت فالش اجرا شده است.

امروزه، اما متخصصان و منتقدان عرصه موسیقی نه تنها خارج از نت خواندن، که درست ادا نکردن لحن و کلام را هم از نشانه‌های فالش خواندن دانسته و چنین خواننده یا نوازنده‌ای را فالش خوان و فالش‌نواز می‌دانند. خواننده یا نوازنده‌ای که به راحتی موسیقی، این هنر گوشنواز را تبدیل می‌کند به صدایی که یک جای کارش می‌لنگد.

حالا که بحث فالش است، این را هم بگوییم که واژه ژوست در مقابل فالش قرار دارد و وقتی صدای خواننده منطبق با فرکانس مورد نظر و نت مورد نظر باشد صدای آن فرد را ژوست می‌گویند. کیفیت و ژوست بودن صدا را گوش‌های قوی و کارکرده متوجه می‌شوند. همان چیزی که این روز‌ها ما کم داریم و آثار موسیقی مان هم در اغلب روز به روز ضعیف ترشان می‌کنند؛ گوش قوی و کارکرده که ژوست و فالش را از هم تشخیص دهد.
کلاس آواز سنتی در تهران
گلزار و مدیری، گوشه رینگ توییتری‌ها

این روز‌ها دوباره فیلم‌هایی از کنسرت‌های مهران مدیری و محمدرضا گلزار منتشر شده است. در اینستاگرام و البته بیشتر در توییتر این فیلم‌ها مورد نقد کابران فضای مجازی هستند. آن‌ها فیلم‌ها را با حیرت، تعجب، انتقاد و گاهی با جملاتی طنز مطرح و به این نکته اشاره کرده اند که این افراد چرا با این همه ضعف در اجرا روی صحنه می‌روند و بلیت‌های‌شان هم به فروش می‌رسد.

آن‌ها مردم، مسؤولان و خواننده‌ها و برگزارکنندگان کنسرت را گرفته اند به باد انتقاد تا این را مطرح کنند که در عالم موسیقی چه خبر است. سوالی که البته پاسخ دادن به آن هم خیلی ساده است و هم خیلی دشوار! یعنی خیلی حرف‌ها و پشت پرده‌های ماجرا به‌صورت غیررسمی بیان می‌شود و به این راحتی‌ها نمی‌توان برای ارائه‌شان سندی پیدا کرد و واضح و روشن گفت چه خبر است. اما می‌شود به نکات مهمی درباره آنچه اکنون در فضای موسیقی می‌گذرد، اشاره کرد. اشاراتی که می‌توانید خودتان حدیث مفصلش را بخوانید از این مجمل!

روند فالش خوانی‌ها در ایران

حالا که می‌دانیم فالش خواندن چیست، برویم سراغ ماجرای فالش‌خوانی در ایران. نه، اول به این یک سوال دیگر که احتمالا برایتان پیش خواهد آمد، بپردازیم و بعد برویم سراغ فالش خوانی‌های وطنی. حتما از خودتان خواهید پرسید که در اجرا‌های خارج از ایران هم پیش می‌آید که کسی فالش بخواند؟ خب. طبیعی است که جوابمان به این سوال مثبت خواهد بود، همه جای دنیا خواننده‌هایی با میزان توانایی متفاوت و مختلفی وجود دارند که برخی فالش بخوانند و برخی هم ژوست. اما آن‌طورکه منتقدان هم این روز‌ها می‌گویند، میزان این فالش خوانی‌های آن طرف آبی واقعا کم است.

اما در ایران کم که نیست، هیچ... روز به روز بیشتر هم می‌شود. اگر بخواهیم به خواننده‌های ایرانی که ماجرا‌های فالش خوانی و حاشیه‌های مشابه این اتفاق را در کارهایشان داشته‌اند، طی همین یکی دو سال گذشته با فهرست نسبتا بلند بالایی روبه‌رو خواهیم شد. حمید هیراد، مسعود صابری همان پزشکی که خواننده شد و کم حاشیه نداشت، مهران مدیری و بسیاری چهره‌های دیگر کنسرت‌هایی اجرا کردند که پر از فالش خوانی بود.

حتی بودند کسانی که بعد از چند فالش خوانی رفتند سراغ پلی بک که مساله را حل کنند و البته حل هم نشد! حتی دو سال پیش سیروان خسروی هم که خواننده‌ای پرطرفدار محسوب می‌شد و کمتر درگیر چنین حواشی بود با انتقاد از فالش خوانی‌اش روبه‌رو شد.

خلاصه که کم و زیاد خواننده‌های بسیاری با این مساله روبه رو شده‌اند، اما هر چه زمان گذشته فالش‌خوانی‌ها عادی‌تر شده اند و گویی افرادی که به‌عنوان خواننده روی صحنه حاضر می‌شوند، چندان نگران نیستند که اگر فالش بخوانند، چه می‌شود. چون می‌دانند هیچ اتفاقی نمی‌افتد!

دفتری که فقط مجوز می‌دهد

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک دفتری دارد به نام دفتر موسیقی. دفتری که البته چند سال پیش که هنوز این‌قدر اوضاع موسیقی زار نبود، محمدرضا درویشی پژوهشگر موسیقی آن را دفترچه می‌دانست! و معتقد بود این دفتر آن‌قدر در برابر چیز‌هایی که جریان‌های موسیقی را شکل می‌دهد، سست و کم جان عمل می‌کند که نمی‌تواند دفتر باشد.
حالا گذشته از این‌ها دفتر موسیقی ناظر تمام آلبوم‌ها و کنسرت‌هاست.

حتی تک آهنگ‌هایی هم که منتشر می‌شوند از نظر محتوایی از این دفتر مجوز می‌گیرند. موسیقی، ترانه، نوازندگان و خوانندگان و خلاصه تمام عوامل. این‌که فلانی خلاف کرده و ممنوع‌الفعالیت است تا هر مورد دیگری در روند کار خواننده، نوازنده و ... با این دفتر مرتبط است. شورا‌های مختلفی دارد و همه چیز را تحت کنترل قرار می‌دهد. گذشته از این‌که برخی ترانه‌ها آن‌قدر سخیفند که مجوز گرفتن‌شان اتفاقی عجیبی است، بالاخره نهادی داریم که همه چیز را در مورد موسیقی بررسی می‌کند و به آن مجوزی می‌دهد.

در میان این همه قانون که برای بعضی زیادی رعایت می‌شود و برای بعضی کمتر، آیا نمی‌شود قانونی هم باشد برای بررسی کیفیت کنسرت‌ها؟ مگر می‌شود مرجع قانونی موسیقی در کشور بنشیند و تماشا کند که خوانندگانی روی صحنه می‌روند و ذائقه مردم را به‌واسطه شهرت یا هر چیز دیگری در دست می‌گیرند و فهم ناچیز جامعه ما را از موسیقی تقلیل هم می‌دهند؟ دفتر موسیقی نباید ناراحت سرمایه‌ها و پول‌هایی باشد که برای بی‌کیفیت‌ترین اجرا‌ها در عرصه موسیقی از جیب مردم به جیب فالش‌خوان‌ها و کنسرت‌گذار‌ها و ... می‌رود؟

مافیا و ماجرای پولسازی

وقتی از یک دهه پیش حمید حامی خواننده موسیقی پاپ در مصاحبه‌هایش از مافیای موسیقی حرف می‌زد، خیلی‌ها می‌خندیدند و حرفش را نمی‌پذیرفتند. هی دنبال رد مافیای می‌گشتند و خبری نبود، پس حامی را متهم می‌کردند به این‌که توهم مافیا گرفته و مدام چیزی را بزرگ می‌کند که وجود خارجی ندارد یا کم جان‌تر از این حرف‌هاست. اما این ذات مافیاست که آرام و خزنده پیش برود، بعد جان بگیرد و بشود مافیایی که این عنوان برازنده‌اش باشد!

حالا، اما همه از همین مافیا حرف می‌زنند، از حسام‌الدین سراج گرفته که در گفتگو با همین روزنامه خودمان مفصل از دست‌های پنهانی که عالم موسیقی را هدایت می‌کنند حرف زد تا محمد معتمدی که از سلطان کنسرت و کسانی که کنترل اوضاع موسیقی دست‌شان است، سخن به میان آورد.

جالب‌تر آن است که گفته می‌شود یک سایت موسیقی روزی ۵۰‌میلیون تومان از فروش بلیت درآمد دارد. حالا شما این ۵۰ میلیون را ضرب در ۳۰ روز ماه کنید. یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان درآمد برای فروش بلیت کنسرت، یعنی درآمدی خالص، بی‌دردسر و بی‌زحمت. حالا اگر قرار باشد فروشنده بلیت بنشیند به این فکر کند که خواننده فلان کنسرت فالش یا بی‌کیفیت می‌خواند ۵۰‌میلیون تومانش تامین نمی‌شود که! اصلا به او چه مربوط؟ مگر این سایت متولی امورات موسیقی و قانونگذار است؟ جایی دیگر مجوز می‌دهد و سایت هم بلیت می‌فروشد.

اما خب... سایت، کنسرت‌گذار و همه افراد این چرخه حتما سودی می‌برند که هر طور شده پای کارشان ایستاده‌اند. حتما آن‌قدری پول در میان هست که صدای هیچ منتقد و هنرمند جدی عرصه موسیقی شنیده نمی‌شود.

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

Top