چه کسی پیانو را اختراع کرد؟

چه کسی پیانو را اختراع کرد؟

نخستین سند از وجود پیانو، به سال ۱۷۰۰ برمی‌گردد، در این سال احتمالا، چند سال از کار کریستوفری روی پیانو می‌گذشت، تا اینکه در سال ۱۷۲۰ میلادی در اسناد به صورت واضح و مشخص از پیانوی کریستوفری نام برده شد.

تا پیش از آن زمان ساز کیبوردی غالبی که استفاده می‌شود هارپسیکورد نام داشت. در هارپسیکورد با فشرده شدن کلاویه‌ها و حرکت اجزای یک سیستم مکانیکی متصل به آن‌ها، زائده‌های کوچک مضراب‌مانند سیم‌ها را به ارتعاش درمی‌آورد و صدا ایجاد می‌شد. اما هارپسیکورد مشکلاتی داشت، مثلا نمی‌توانست صدا را با شدت‌های نرمی مختلف بنوازد. برای اصلاح این امر، در آن زمان مجبور بودند، دستکاری‌های انجام بدهند.

همان طور که احتمالا می‌دانید، صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه‌ها) به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد.

قدیمی‌ترین پیانویی که در حال حاضر به جا مانده در سال ۱۷۲۱ ساخته شده است. این پیانو در موزه هنر متروپیولیتن نگهداری می‌شود.



پیانو نخست، توسط مخترع نام طولانی un cimbalo di cipresso di piano e forte را گرفته بود (کیبوردی از چوب درخت سرو با شدت صدای کم و زیاد)، اما بعد از مدتی نام آن به پیانو فورته و سپس پیانو تغییر پیدا کرد.

کریستوفری برای یکی از اعضای خاندان مشهور و سرشناس ایتالیایی مدیچی به نام فردیناندو دو مدیچی کار می‌کرد. فردیناندو مشوق مدیچی بود و خانه‌ای به او داده بود تا در آن آزادانه روی پیانو کار کند.

البته به مانند روزگار فعلی، در آن سیستمی برای ثبت اختراعات و پیتنت‌ها نبود و دیگران بعدعا روی پیانوی کریستوفری آزادانه کار کردند و تکمیل‌اش کردند.

کریستوفری در سال ۱۷۳۱ درگذشت و اختراعش – پیانو- تازه در قرن هجدهم بود که همه‌گیر شد.

کریستوفوری علاوه بر اختراع پیانو، در ساخت سایر سازهای کیبورد مانند هارپسیکورد و اسپینت نیز دست داشت. هارپسیکورد یکی از محبوب ترین سازهای دوره رونسانس و باروک بود. ظاهر هارپسیکورد شبیه به پیانو بود ولی مکانیزمی متفاوت برای صدادهی داشت.

با اختراع پیانو توسط کریستوفوری استفاده از هارپسیکورد بسیار محدود شد هرچند آثاری از نوازندگان برجسته از جمله باخ در نوازندگی با هارپسیکورد به جای مانده است.

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

آشنایی با ساز تنبک

آشنایی با ساز تنبک

تنبک :

چنانکه فرهنگ ها مي نويسند در قديم دف يا دايره کوچک را که چنبر آن از روي و برنج ساخته مي شد خمبک يا خنبک مي گفتند و دست به هم زدن را با وزن و اصول براي اظهار مسرت وسرور نيز مجازا جمبک مي گفتند .

گمان مي رود خم يا رويينه خم را که در روزگار کهن ايران از روي مي ساختند و در جنگها به کار مي بردند نيز خمبک يا تنبک هم مي گفتند .

بعدها آن را با تغييراتي به صورت کوچکتري ساخته و در مجالس عيش و طرب از آن استفاده کرده اند و آن را خمک يا خمبک گفته اند زيرا خمک يا خمبک مصغر کوچک شده خم و خلب است بنابراين روئينه خم که شايد شبيه به تاس بوده کوچک کرده و تغييراتي مناسب مجلس در آن داده اند و به آن نيز خمبک و تنبک گفته اند و اين در واقع مادر تنبک يا ضرب امروزي است و پس از تکامل به صورت تنبک يا دنبک،ضرب کنوني در آمده و به همين نام شهرت يافته است .

کتابهاي لغت در معني تنبک يا دنبک مي نويسند: دهل کوچکي بوده است که دم درازي داشته و آن را زير بغل مي گرفته اند و مي نواختند.

اين ساز ضربي به تدريج رو به تکامل نهاد و در سده هاي اخير به صورت کنوني درآمد.

از ميان سازهاي ضربه اي موسيقي ايران تنبک کامل ترين سازي است که تاکنون ساخته شده و آن را از گل پخته و چوب مي ساخته اند و اکنون نيز مي سازند.

معمولا روي ضرب پوست بره مي کشند و براي نوع گلي بزرگ آن را که در زورخانه ها به کار مي برند از پوست گوسفند استفاده مي کنند .

بهترين تنبک ها ساخت شيراز بود و اکنون نيز بيشتر زنهاي چادر نشين اطراف شيراز به ساختن آن اشتغال دارند و آن را از چوب گردو و چوب ديگري از درخت هاي مخصوص فارس مي تراشند.

ساختمان تنبک استوانه مانندي است مختلف القطر به طول 40 سانتيمتر در دو قسمت متساوي شامل گردن و شکم. گردن که آن را نفير مي ناميدند و اکنون گلويي مي گويند به طول 20 سانتيمتر و محيط آن 30 سانتيمتر است.

قطر دهنه خارجي نفير که تا حدي شبيه قيف است 13 سانتيمتر، شکم طولش به اندازه طول گردن نفير و محيط دور آن 90 سانتيمتر است .

دهنه شکم ضرب که بر آن پوست مي کشند نصف طول دمبک است.

در تنبک هاي خوب طول نفير و شکم و قطر دهنه مساوي است.

تنبک از نظر ساخت و نقش مهمي که در موسيقي ايفا مي کند مورد توجه اروپايياني که در سده هاي اخير به ايران آمده اند قرار گرفته است.

پيتر دولاواله ايتاليايي از مجلس بزمي در همدان چنين مي نويسد:

( در اتاقيکه در آن پذيرايي مي شدم سه تن از زنان مطرب نيز با سازهاي گوناگون ميزدند و مي خواندند که يکي از سازها چند رشته داشت اما مثل عود و گيتار ما نبود آلات ديگري نيز مانند طبل هايي که دختران جوان ايتاليايي هنگام تابستان مي زنند داشتند اما بزرگتر و خوش آهنگتر و زيباتر که قطعا نمونه اي چند از آنها خواهيم خريد و بر ساير طرفه ها و يادگاري ها سفر خواهيم افزود.)

تنبک هاي بزرگي که از گل پخته و به وسيله کوزه گران ساخته مي شد و بر روي آن پوست گوسفند يا آهو مي کشيدند در زورخانه ها به کار مي رفت و ضرب از ارکان عمده در ورزشهاي باستاني بود.

اکنون نواختن ضرب در زورخانه ها به عهده کسي است که به او مرشد مي گويند لکن در سده هاي گذشته مرشد يا کهنه سوار به کسي مي گفتند که معلم و مربي ورزشکاران بود و نوازندگي ضرب را شخص ديگري بر عهده داشت.

پس از آنکه در اواخر دوره صفويه اصول تصوف بيش از پيش در زورخانه ها رواج يافت کهنه سوارها عنوان مرشدي يافتند . ضرب گرفتي را نيز به عهده گرفتند و در سکويي که به آن سردم مي گفتند مي نشستند و خوانندگي مي کردند.

سازهاي ضربه اي مانند دف و تنبک که در مجالس عيش و سرور و محافل انس به کار مي رفته به نغمات و الحان نوازندگان و اشعار خوانندگان روح و جان مي بخشيده و شنوندگان را به انبساط مي آورد.

از عهد ناصري به بعد نوازندگان به نامي در ضرب ظهور کردند که در نواختن آن و خواندن تصنيف و اشعار ضربي شهرت به سزايي داشتند.

تنبک و ساختمان آن :

ساختمان اين ساز ضربه اي پوستي به شکل استوانه اي است که يک سوي آن را با پوست پوشانيده اند و طرف ديگرش باز است.

جنس اين استوانه ممکن است از چوب يا فلز و يا گل پخته باشد که به تجربه ثابت شده که نوع چوبي آن بهتر از دو نوع ديگر است.

فرم يا شکل ظاهري اين ساز در نواحي مختلف فرق مي کند. و ساختمان تنبک نيز از حيث اندازه کاملا مشخص شده نيست و به اندازه هاي گوناگون ساخته مي شود.

سازي که اينک به عنوان تنبک يا ضرب مي شناسيم با شکل و شمايل امروزي تقريبا از دوران قاجاريه شناخته شده است. همچنين اي ساز تاکنون با 23 نام خوانده شده که عبارنتد از :

دمبر-تنبک-تنبگ-تنبيک-تنتک-خمبک-دمل-دمبک-خوراژک-تمبک-تبنک-تبنگ-دمبرک-تنوک-خنبک-خمک-دمبال-دنبک-خمچک-دمبک-ضرب.

تنبک از پنچ قسمت تشکيل شده است :

1. پوست
2.دهانه ي بزرگتر
3.تنه
4 .نفير يا گلويي
5.کاليبر يا دهانه اي

پوست تنبک :

پوست از حساس ترين قسمت هاي آن به شمار ميآيد و از جنس پوست بز ميش بره آهو ماهي بز کوهي اسب است اما پوست کهنه بز يا ميش بهتر است.

در صورتي که پوست تنبک در اثر گرما زيادتر از حد معمول خشک و کشيده شود حتي الامکان بايد از آب زدن به آن خود داري کرد چرا که آب زدن اگر چه ممکن است به طور موقت پوست را خوش صدا کند ولي در اثر تکرار باعث خرابي و بد صداي آن مي گردد لذا براي جلوگيري از اين کار بايد هميشه تنبک را در گرما وارونه روي زمين يا موزاييک گذاشت تا پوست به تدريج رطوبت زمين را جذب کند و احتياجي به آب نداشته باشد.
کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

دهانه ي بزرگ :

در حقيقت همان دهانه گشاد يا فراخ ساز را تشکيل مي دهد که پوست روي آن کشيده مي شود.

اندازه ي قطر دهانه بزرگ يک ميزان استاندارد نيست(بزرگي يا کوچکي). و از لحاظ شکل ظاهري شکل دايره است.

تنه :

اين قسمت از ساز کاسه طنين يا کاسه آکوي تنبک را تشکيل مي دهد. تنه بايد از رو عاج داشته باشد ولي از داخل صاف باشد(منظور از عاج شيارهاي است که روي تنه به موازات دهانه بزرک ايجاد مي شود .

نفير :

قسمتي از بدنه ي تنبک است که داراي قطر کمتري بسبت به تنه بوده و از آن باريکتر است که از يک طرف به تنه و از طرف ديگر به دهانه کوچک شيپور مانند ختم مي شود .

براي ساخت تنبک معمولا از چوب درخت گردو-توت-افرا و چوبي معروف به جنگلي استفاده مي کنند .
و اين ساز براي همراهي کردن آلات موسيقي به کار مي رود و با دو دست نواخته ميشود .


اين ساز در فرهنگ ها و آثار موسيقي دانان به صورت هاي زير استعمال شده است : تنبك ، تبنك tobnak) ) ، دمبك ، تمبك ، خنبك ، خمبك ،خمك ، دمبال ، دمل ، دمبلك ، دنبلك ، دمبلك مقرن ، برهان قاطع آن را به صورت تنبك tobnak ) ) ثبت كرده است :

(( به ضم اول و فتح ثالث بر وزن جفتك ، آوازي را نيز گويند بلند و تند مانند صداي ناقوس و به معني دف و دهل هم آمده است .))

فرهنگ آنندراج نوشته : ((به معني دف و دهل و تنبك Tobnok به ضم تا ونون نيز آمده كه بازيگران نوازند .))

فرهنگ جهانگيري تمبك را معادل دف دانسته است .

فرهنگ برهان قاطع آن را به صورت تنبك Tonbak نيز به صورت زير ثبت كرده است :

(( تنبك به ضم اول بروزن اردك ، دهلي باشد دم دراز كه از چوب و سفال سازند و بازيگران در زير بغل گرفته بنوازند ))

فرهنگ آنندراج نوشته : (( خنبك به ضم اول بر وزن اردك ، ف ، تبديل نون به ميم است چنانكه در خنب مذكور شد و آن به معني دف كوچك كه چنبرش روئين باشد و دست بر پوست او زنند و صداي بر آيد .(( در موسيقي ايراني تمبك به حجم هاي مختلف بكار برده شده است ولي از اندازه هاي مشروحه زير نتيجه بهتري از نظر صدا دهنگي و راحتي اجرا بدست آمده است . امروزه از دو قسم تمبك ميتوان استفاده نمود :

الف : تمبك براي همراهي با اركستر كه آن را (( تمبك اركستر )) مي نامند .

ب : تمبك براي همراهي با ساز تنها يا (( تمبك تكنواز ))

هر يك از تمبك هاي فوق از قسمتهاي زير تشكيل يافته است : دهانه بزرگ ، تنه ، نفير ، دهانه كوچك. روي قسمت دهانه بزرگ پوست انداخته مي شود . پوست تمبك تكنواز بايد از پوست تمبك اركستر نازك تر باشد . انتخاب پوست در صداي تمبك اهميت زيادي دارد. پوست كهنه بز يا ميش بهتر است . قطر پوست بايد در تمام نقاط كاملا يكسان باشد. رنگ پوست بايد كاملا يكسان باشديعني دانه دانه يا به اصطلاح اهل فن (( تگرگ )) نداشته باشد . معمولا چون تمبك از كنده درخت گردو انتخاب و حداقل دو سال در سايه نگهداري مي شود . و براي آنكه بعدها انحناء پيدا نكند آن را در ديگ آب جوشانده و در حدود 15 روز لاي پهن خشك قرار مي دهند اين عمل علاوه بر آنكه چوب را خشك مي كند بر استحكام آن نيز مي افزايد . به اين ترتيب چوب براي ساختن تمبك آماده مي گردد . چوب درخت توت نيز براي اين منظور مناسب است و تا كنون زياد مورد استفاده قرار گرفته است . ))

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

دستاوردهای خواندن شعر

دستاوردهای خواندن شعر

شاید اغلب ما شعر را برای لذت یا تعادل روحی می‌خوانیم و خیلی در آن دقیق نمی‌شویم اما شعر می‌تواند غیر از حس خوب دستاوردهای دیگری هم داشته باشد:

ایجاز
شعر یک راه عالی برای یادگیری موجزنویسی است. شاعر اقتصاد کلمات را رعایت می‌کند و هیچ واژۀ اضافه و بیهوده‌ای را به کار نمی‌برد. او برای انتقال اندیشه و احساسش تلاش می‌کند تا مؤثرترین کلمات را پیدا کند. در شعر یک ایدۀ گسترده در چند کلمه بیان می‌شود. به‌این‌ترتیب یاد می‌گیریم با انتخاب درست و دقیق کلمات به‌جای نوشته‌های مطول و ملال‌آور مفهوم را در چند جملۀ کوتاه به مخاطب منتقل کنیم.

زیبایی
وقتی کتاب‌های درسی و اخبار و مجلات را می‌خوانیم گاهی فریبایی زبان را فراموش می‌کنیم. از یاد می‌بریم که کلمات می‌توانند زیبا باشند و تصاویر دلربایی را نقاشی کنند. ما می‌توانیم با همین کلماتی که به‌ظاهر خشک و بی‌روح می‌آیند آثار شگفت‌انگیزی خلق کنیم. با شعر می‌توانیم با واژه‌ها دوست شویم.

تخیل
این جهان، بوم نقاشی برای تخیلات ماست.

-هنری دیوید تورو

قدرت تخیل چیزی است که همۀ ما از آن بهره‌مندیم و مثل هر توانایی دیگری هر چه بیشتر از آن استفاده کنیم قدرتمندتر می‌شود. با جدی گرفتن ایده‌ها و الهاماتی که در رؤیاپردازی‌ به آن‌ها می‌رسیم می‌توانیم کارهای خارق‌العاده‌ای انجام دهیم. بهتر است وقتی در حال تصویرسازی ذهنی هستیم قلم و کاغذ برای ثبت ایده‌ها کنارمان باشد.

الهام‌بخشی
گاهی یک بیت شعر مدت‌ها با ما می‌ماند. حتی زمانی پیش می‌آید که بخواهیم احساس خودمان را دربارۀ شعری که می‌خوانیم بنویسیم. چه حس خوشایند و چه تنفر.

پاسخ احساسی ما به خواندن شعر می‌تواند منجر به شکل‌گیری ایده‌های خوبی در ذهن شود.

 

کلاس آموزش آواز در تهران

روش یادگیری ساز قانون

روش یادگیری ساز قانون

قانون سازی است متعلق به خانوادهٔ قدیمی سیتار (Cythare)، که در سده‌های میانه تحت عنوان Canon یا miocanon به اروپا برده شد. این ساز دارای یک جعبهٔ چوبی به شکل ذوزنقه‌است که به وسیلهٔ دو انگشت سبابه و دو مضراب (که میان حلقه‌ای که به انگشت کرده‌اند و خود انگشت قرار می‌گیرند) نواخته می‌شود. در بخش‌های سازشناسی متون کهن موسیقی به سازی سه گوش، بیرون ساعد، با سطحی مجرد تنها، دارای هفتاد و دو وتر آن یک کوک می‌گرفته با تاری از ابریشم و گاه از روده و گاه از مفتول سیم اشارت رفته‌است که همانند چنگ نواخته می‌شده‌است. قانون از سازهایی است که از کهن در موسیقی ایرانی به کار می‌رفته و توانایی بیان گوشه‌های موسیقی ایرانی را دارد؛ ولی مدت مدیدی است که در سرزمین ما ناشناخته مانده، در حالی که در کشورهای همجوار سال‌ها است که ازاین ساز استفاده شده‌است. کمابیش از نیم قرن پیش تا کنون، موسیقی‌دانان ایرانی به اجرای این ساز روی آورده‌اند.

تکنواز (سولیست) قانون، هر گاه با ارکستر همراهی می‌شود، در ردیف اول نوازندگان می‌نشیند و اگر در نقش همراهی با تکسرا اجرا کند، روبروی او قرار می‌گیرد که در این حالت نقش رهبر تکسرا را ایفا می‌کند. برای نواختن ساز، آن را باید روی زانوها، یا روی میز قرار داد. نوازندهٔ قانون در حالیکه روی صندلی نشسته‌است، ساز را در هنگام نوازندگی روی زانوی خود می‌گذارد (تا ۵۰ سال پیش، ساز خیلی پایین‌تر از بدن نوازنده قرار می‌گرفت).

نوازنده دو دست خود را به فاصلهٔ یک اکتاو روی ساز می‌گذارد و دست چپ اندکی دیرتر از دست راست به سیم زخمه می‌زند، در این حالت صوتی دو صدایی، و همنام به فاصلهٔ اکتاو از ساز شنیده می‌شود.

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

ساختمان ساز
سیم های ساز، به تعداد ۷۲=۳×۲۴، به فواصل دیاتونیک کوک می‌شوند، برای تأمین تغییرهای کوچک کافی است جهت «کلید» های کوچکی را که برای هر صدا پس از گوشی کوک تعبیه شده، تغییر دهیم. قانون به مثابهٔ همراهی کنندهٔ آواز کمتر به کار می‌رود، ولی در شرکت با ارکستر، به همان خوبی عود صدا دهندگی دارد.

قانون سازان مصری را می‌توان از صدها سال پیش، یکی از بهترین سازندگان آن معرفی کرد.

از لحاظ دسته‌بندی سازها قانون جزء سازهای زهی مضرابی از آلات (ذرات الاوتار مطلق است و تعداد سیمهای آن در مجموع، از ۶۳ تا ۸۴ متغیر، م و قانون معمول در ترکیه دارای ۷۲ سیم است. سیمها از رودهٔ گوسفند یا نوعی نایلون ساخته شده، که به دور گوشیهایی که وضع ستونی دارند، پیچیده می‌شوند. م وسیلهٔ نواختن، مضرابی است که توسط انگشتانه به انگشت سبابه می‌کنند. هر سه سیم قانون هم صدا کوک شده و یک صوت از آنها بر می‌آید، از این رو از قانون ۷۲ سیمی، تنها می‌توان ۲۴ صوت به دست آورد. قانون مصری ۷۸ سیمی و ۲۶ صوتی است.

سطح فوقانی قانون متشکل از پوششی چوبی، به شکل ذوزنقه‌است که سمنت راست نوازنده، قسمتی کم و بیش باریک آزاد است که به پنج خانهٔ چهار گوش (طی ارتفاع ساز) تقسیم شده، روی آن پوست می‌کشند. ضلع سمت راست (به طول تقریبی ۴۰ سانتیمتر) قائم به هر دو مبلغ موازی پیش گفته‌است و ضلع سمت چپ اضلاع موازی را به طور مورب قطع می‌کند. گاه چهار تکهٔ جداگانه یا یک تکه، روی پوست خرک نصب می‌شود که به پنج پایه در زیر پوست تکیه می‌کند. در طرف چپ نوازنده ۲۶ گوشی سه تایی به طور عمودی، و ۱۵۶ کلید تغییر دهندهٔ کوچک مسی، یا از فلزی دیگر، قرار دارند به این ترتیب، بر روی هر سه سیم هم صدا، ۱۶ کلید، در محلی که سیمها به گوشیها می‌رسند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این کلیدها صدای ساز در هر سه سیم جداگانه، اندکی به دلخواه زیر و بم می‌شود، اما تنظیم کوک به وسیلهٔ گوشیها صورت می‌گیرد. هر گاه نوازنده بخواهد در مقامی دیگر بنوازد، با دست چپ کلیدها را بالا یا پایین می‌برد و در همین حال با دست راست روی سیمها می‌نوازد.
وسعت ساز قانون در کشورهای مختلف

ساز قانون در کشورهای مختلف (مانند مصر، ترکیه، ارمنستان و شوروی، ایران و…) به اندازه‌ها و با وسعت‌های متفاوت ساخته شده‌است و بدین جهت تعیین یک وسعت واحد برای ساز قانون مقدور نیست.

قانونهای (مصری) ۲۶ صدایی

قانونهای (ترکیه) ۲۴ و ۲۵ صدایی

قانونهای (ارمنی) ۲۲ صدایی

قانونهای (ایرانی) طبق پیشنهاد نگارنده ۲۷ صدایی

کلاس آموزش آواز سنتی در تهران

کمانچه چیست؟


کمانچه چیست؟

کمانچه از سازهای ملی کشور ما است. این ساز یکی از سازهایی است که در مشرق زمین نیز سابقه بسیار زیادی دارد. موسیقی دانی فرانسوی به نام "لاوین یاک" در یکی از کتاب هایش به نام "موسیقی و موسیقی دان ها"، قدیمی ترین سازی را که با آرشه نواخته می شده را "روانسترون" (Ravanstron) ذکر کرده و نوشته است که این ساز از زمان های بسیار قدیم در چین مورد استفاده قرار می گرفته است.


کمانچه چه ویژگی ای دارد؟

موسیقی دان های قدیم ایران در کتاب های خود، سازها را به دو دسته تقسیم کرده اند. یکی "ذوات الاوتار" یا آلات سیمی و زهی، دیگری "ذوات االنفخ" یا آلات بادی.

ذوات الاوتار دو نوع بوده. یکی آن که مثل چنگ و قانون و سنتور برای هر صدایی یک سیم روی ساز بسته می شده و بر روی رشته ها انگشت نمی گذاشتند. نوع دوم آنهایی که انگشت های دست چپ نوازنده روی رشته ها (به هر یک از رشته ها وتر می گفتند) تکیه می کرده. مانند بربط (عود) و تنبور و رباب (رباب ایرانی به کشورهای دیگر رفته به روبب یا ربل یا ربک معروف شده است). رباب اوایل دو سیم داشته بعدها یک سیم دیگر هم به آن اضافه شده و با کمانه به صدا در آمده که همان است که امروزه به آن کمانچه می گوییم.

در ایران قبل از اسلام، سازی که "غژک" یا "غژ" نامیده می شده، معمول بوده است. نظیر این ساز را نگارنده (روح الله خالقی) در سال 1315 در بلوچستان دیده است که در شهرهای داورپناه و ایرانشهر به وسیله نوازندگان محلی نواخته می شد و آن را "غیچک" می نامیدند. این ساز، سازی شبیه به کمانچه است و با آرشه ای که از چند تار مو تشکیل شده نواخته می شود و تعداد سیم های آن بیشتر از کمانچه است.

فارابی در کتاب موسیقی خود از غژک نامی نمی برد. ولی از ساز دیگری صحبت می کند که شباهت کاملی به غژک داشته. این ساز دو سیم داشته و بی کمان نواخته می شده است. نام این ساز "رباب" است. بعدها شاعران ما زیاد از رباب یاد کرده اند. چنان که حافظ گفته است:

رباب و چنگ به بانگ بلند می گویند

که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است. بعدها در دوره مظفرالدین شاه و پس از آن که ویولن به ایران آمد، کمان کمانچه نامش را از دست داد و به آرشه که کلمه ای فرانسوی است تبدیل شد (آرشه archet از کلمه arc مشتق است. آرشه یعنی کمان کوچک).

چون کمان را بر روی این ساز می کشند و مانند مضراب به تار و سنتور نواخته نمی شود، کسی که نوازنده این ساز بوده به "کمانچه کش"کمانچه کشیدن را به کار برده اند. موسوم شده و برای عمل نواختن کمانچه، به جای کمانچه زدن، اصطلاح از آن جایی که روی کاسه کمانچه پوست کشیده شده و خرک روی پوست قرار دارد، در اثر تغییر هوا صدای آن هم عوض می شود.

ولی از آنجایی که پوست کمانچه کلفت تر از تار است، حرارت و رطوبت کمتر بر آن اثر می گذارد. صدای کمانچه کمی تو دماغی است. در صورتی که آهنگ ویولون به طبیعت نزدیک تر است. وقتی ویولون به ایران آمد، چون دارای چهار سیم بود، کمانچه کش ها هم یک سیم آخر را به تقلید از ویولون به کمانچه اضافه کردند و چون کمانچه در طرز نواختن خیلی شبیه به ویولون بود، کمانچه کش ها معلم ویولن شدند.

از آنجایی که ویولن، سازی کوچک تر و حمل و نقل آن راحت تر و از جهت شکل ظاهری قشنگ تر بود، به تدریج جای کمانچه را در ایران گرفت (هرچند که کمانچه با تشویق خود روح الله خالقی و با تلاش اصغر بهاری مجدداً احیا شد و همچنان نواخته می شود. توضیح نویسنده). چراکه طبیعی است که همیشه ساز کامل جای ساز ناقص را می گیرد. چنان که فلوت جای نی را گرفت.

البته در میان سازهای مضرابی که در اروپا ساخته شده هنوز سازی نتوانسته جانشین تار شود. زیرا ماندولین و گیتار چون سیمشان کلفت تر است، لطافت و طنین آهنگ تار را ندارند.

سیم های اول و دوم کمانچه اوایل از ابریشم تابیده بوده و سیم سوم را سیم زرد می انداختند. بعد از این که ویولن به ایران آمد سیم اول را فنری کردند و برای سیم چهارم هم از سیم های ماندولین استفاده کردند. علت تغییر تارهای ابریشمی به سیم این بوده که رشته های ابریشمی زود به زود پاره می شد و کوک را هم با آن نمی توانستند زیاد بالا ببرند.

کلاس آواز در تهران

Top